تحریف تاریخ یا «جنگ روایت»؟

تحریف تاریخ صنعت جعل و دروغ تحت عنوان کتاب
حربه دیگری در ”جنگ روایت ” علیه مجاهدین

تحریف تاریخ – در بخش‌های قبلی از این سلسله مقالات، نشان دادیم چگونه دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم برای روایت دروغ علیه مجاهدین، تاریخ را از طریق انتشار صدها کتاب مبتنی بر اسناد جعلی تحریف می‌کند؛ در این مطلب ارگان‌ها و دست‌اندرکاران این حجم از تبلیغات و شیطان‌سازی را معرفی می‌کنیم و اینکه منابع این کتاب‌ها و محتوای آن‌ها چیست؟

از زبان آمار:

آمار کل کتاب‌های منتشرشده علیه سازمان مجاهدین و مقاومت ایران برای تحریف تاریخ

از سال ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۹۸:‌                                                    ۵۲۶ جلد
کتاب‌های منتشره از سال ۱۳۵۸ تا پایان سال ۱۳۸۱:                      ۱۶۱ جلد، میانگین سالانه ۷ جلد
کتاب‌های منتشره از سال ۱۳۸۲ تا شهریور ۱۳۹۸:                          ۳۶۵ جلد، میانگین سالانه ۲۴ جلد

بنابراین می‌بینیم که از مقطع پس از سال ۱۳۸۲ تاکنون، نسبت به مقطع بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۸۲ میزان ۳۴۳ درصد افزایش میانگین سالانه نشان را می‌دهد که بیانگر شتاب چشمگیری در ۱۶ سال اخیر است.

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – آمار کتاب‌های منتشره توسط وزارت اطلاعات آخوندها علیه مجاهدین خلق ایران

طبیعی است این سؤال به ذهن کسی که با این آمار مواجه می‌شود خطور کند که علت این میزان افزایش آمار انتشار جعلیات و دروغ‌پردازی‌های وزارت اطلاعات و دستگاه شیطان سازی رژیم از مجاهدین چیست؟
می‌دانیم که سال ۱۳۸۲ مقطع بمباران قرارگاه‌ها و گردآوری سلاح‌های ارتش آزادی‌بخش بود. رژیم و دشمنان مقاومت کار مجاهدین را تمام‌شده می‌دانستند. اما آخوندهای حاکم به عینه دیدند که قدرت مجاهدین نه در سلاح‌هایی که داشتند بلکه در اندیشه جذاب، نو و آرمان آزادی‌خواهی آن‌ها است. به چشم دیدند سازمان مجاهدین نه‌تنها زیر شدیدترین بمباران‌ها نابود نشد بلکه در داخل ایران با افزایش اقبال اجتماعی و در سطح بین‌المللی با افزایش مشروعیت مواجه شد. این پارامتر مادی، دلیل افزایش سه برابری تولید کتاب و کتاب نویسی سفارشی علیه مجاهدین را بیان می‌کند.
اکنون از زاویه‌ای دیگر، قبل و بعد از انتقال همگانی مجاهدین به آلبانی و اروپا، آمار کتاب‌های سفارشی منتشرشده توسط رژیم برای تحریف تاریخچه مجاهدین را موردبررسی قرار می‌دهیم:
کل آمار کتاب‌های منتشره علیه سازمان و مقاومت ایران از سال ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۹۸:‌ ۵۲۶ جلد

کتاب‌های منتشره از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۹۵:                                     ۴۶۱ جلد، میانگین سالانه ۱۱ جلد
کتاب‌های منتشره از ابتدای سال ۹۵ تا شهریور ۹۸:                       ۶۵ جلد، میانگین سالانه ۱۹ جلد

بنابراین میانگین سالانه کتاب‌های منتشره از سال ۱۳۹۵ تاکنون نسبت به سال‌های قبل از آن ۷۳ درصد افزایش را نشان می‌دهد که بیانگر شتابی فزاینده در ۳ سال اخیر نیز هست.

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ آمار کتاب‌های منتشره علیه مجاهدین خلق توسط وزارت اطلاعات از سال۵۸ تا ۹۵
تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – آمار کتابهای منتشره علیه مجاهدین خلق توسط وزارت اطلاعات آخوندها از سال۹۵ تا۹۸

علت چنین شتابی این است که هجرت بزرگ و انتقال جمعی مجاهدین به آلبانی و اروپا با حفظ ساختار تشکیلاتی سازمان یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های این سازمان بود که برمبنای هوشیاری رهبری مجاهدین و خط سیاسی و استراتژیک به غایت موزون و اصولی آن، استراتژی آخوندها که به دنبال قتل‌عام و نابودی مجاهدین در عراق بودند را پشت سر گذاشت و با غافلگیر کردن رژیم، توطئه نابودی مجاهدین در عراق را بر سرخودشان خراب کرد. به این ترتیب مجاهدین در تعادل قوای داخلی و بین‌المللی بر رژیم پیشی گرفته و وارد مرحله جدیدی شدند. افزایش باز هم بیشتر جعلیات آخوندها به اسم کتاب، بعد از انتقال یکپارچه مجاهدین به آلبانی و اروپا، نتیجه جمع‌بندی وزارت اطلاعات از همین پیروزی بزرگ و همچنین قیام دی‌ماه ۹۶ بود که در آن آخوندها از اقبال اجتماعی به مشی مجاهدین و گسترش کانون‌های شورشی در داخل ایران دچار وحشت بی‌سابقه‌ای شدند.
آخوندها یک‌بار در خلع سلاح مجاهدین در سال ۸۲ به عینه دیدند که مجاهدین و ارتش آزادی‌بخش بند سلاح نیستند. در سال ۹۵ هم به‌روشنی شاهد بودند مجاهدین وابسته به مکان و خاک و جغرافیای به خصوصی نیستند و بعد مسافت هم هیچ تأثیری در اثرگذاری اجتماعی و سیاسی و نقش مجاهدین در قیام ندارد، آرمان مجاهدین که تجسم آرزوهای یک خلق برای نیل به آزادی است منشأ وحشت بیشتر دستگاه اطلاعاتی آخوندها شد.

دست‌اندرکاران صنعت تولید کتاب:

ارگان‌ها و مراکز حکومتی که در داخل ایران دست‌اندرکار تولید و انتشار کتاب علیه مجاهدین هستند و هزینه‌ها را هم تأمین می‌کنند، تماماً نهادهای جنایت و سرکوب هستند. تعدادی از این ارگان‌ها عبارتند از:
دادستان انقلاب اسلامی، انتشارات سپاه پاسداران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، واحد اسناد ایران دیدبان، موسسه کیهان آخوندی به سردمداری دژخیم حسین شریعتمداری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
بدیهی است در مرکز اداره این دستگاه عظیم جنگ تبلیغاتی و سیاسی، کسی جز شخص خامنه‌ای و بیت فاسد و پلید او نیست که هم بر سازمان‌دهی و خطوط سیاسی آن‌ها نظارت و کنترل دارد و هم بودجه‌های لازمه را تأمین می‌کند.

مؤلفان و نویسندگان به‌اصطلاح کتاب‌ها:

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – به کارگیری امکانات عظیم دولتی و حکومتی برای انتشار جعلیات تحت عنوان کتاب علیه مجاهدین خلق

مؤلفان و نویسندگان این ۵۲۶ کتاب را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی نمود:
ارگان های رژیم:
۳۳۶ کتاب معادل ۶۴٪، این ارگان‌ها عبارتند از سپاه پاسداران، دادستانی، دادگستری، وزارت اطلاعات، مرکز اسناد اسلامی و … این کتاب‌ها عمدتاً بر اساس برگه‌های بازجویی و ندامت خائنین و افرادی است که در خدمت دستگاه قتل و کشتار آخوندی درآمده‌اند
مأموران و پادوهای وزارت اطلاعات:
۹۸ کتاب معادل ۱۹٪، ازجمله مسعود و ابراهیم خدابنده، ان سینگلتون، سبحانی، کریم حقی، جواد فیروزمند و امثالهم…
خائنین:
خائنینی نظیر احمدرضا کریمی – شاهسوندی- میثمی – حسین روحانی – بهمن بازرگانی و…: ۱۵ کتاب معادل ۳٪
سردمداران جنایتکار رژیم:
از قبیل روح‌الله حسینیان،‌ رفیق‌دوست، دری نجف‌آبادی و…: ۲۸ کتاب معادل ۵٪
سایرین: معادل ۹%.

بررسی اجمالی چند نمونه:

یکی از جدیدترین تولیدات دستگاه جعل و تحریف رژیم برای روایت وارونه علیه مجاهدین، کتابی است به اسم ”استراتژی و دیگر هیچ”. این کتاب که بافرهنگ خاص آخوندی در خبرگزاری تسنیم رژیم تبلیغ‌شده روایت یک پاسدار اطلاعاتی است به نام ناصر رضوی که در جنایت علیه مجاهدین سوابق طولانی دارد:
«کتاب استراتژی و دیگر هیچ مجموعه ۷ جلسه گفتگوی محمدحسن روزی‌طلب با ناصر رضوی کارشناس امنیتی درباره سازمان مجاهدین خلق (منافقین) است که به تازگی منتشر و روانه بازار نشر شده است ”ناصر رضوی” از مسئولان اطلاعاتی امنیتی در نهادهای عمده کشور (اعم از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) بوده است که بیش از ۳۰ سال عمر خدمتی خویش را صرفاً در حوزه التقاط و به‌طور اخص در مبارزه با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) طی کرده است» (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم – ۱۷ اردیبهشت ۹۸)

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – پاسدار جنایتکار محمدحسن روزی طلب یکی از دست‌اندرکاران تولید جعلیات علیه مجاهدین خلق

پاسدار حسن روزی‌طلب یک نمونه دیگر از این قبیل جعلیات را که پاسدار دیگری سرهم‌بندی کرده این‌گونه معرفی می‌کند: «هم‌زمان با سالگرد عملیات مرصاد کتاب «اسناد و اسرار عملیات مرصاد» از سوی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر می‌شود که برای اولین بار اسناد و آمار در این کتاب آمده است این کتاب را ابوطالب سیدمحمدی از اعضای وقت قرارگاه رمضان سپاه پاسداران نوشته است (خبرگزاری اقتصاد نیوز رژیم – ۷ مرداد ۹۷)
کتاب دیگری هم به اسم بازجو و شکنجه‌گر ساواکی معروف دیکتاتوری شاه «هوشنگ ازغندی» معروف به «منوچهری» منتشرشده است که «آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران» عنوان آن است.
کتاب دیگری هم توسط یک نفوذی جنایتکار، به‌نام محمدرضا عدالتیان قاتل دو مجاهد خلق نوشته‌شده است.
سایر کتاب‌ها که توسط افراد دیگری نوشته‌شده‌اند، تماماً تاریخچه مجاهدین را در خدمت به فاشیسم مذهبی تحریف و قلب کرده‌اند. یکی از این کتاب‌ها که اسم نویسنده آن هم مشخص نیست و تنها ادعاشده او یک تواب است، «رهایی از توهم» نام دارد. این کتاب توسط کیهان آخوندی منتشرشده است. کیهان درباره آن نوشته: «نویسنده این کتاب در اوایل سال ۱۳۶۲ دستگیر و زندانی شد، اما از نظر او، زندان فرصتی بود برای رها شدن از حصار باورهای غلط و آشنایی با ماهیت واقعی، ترفندها و برنامه‌های پیچیده سازمان مجاهدین خلق» (روزنامه کیهان آخوندی – ۱۹ تیر ۸۶)
ترجمان واقعی عبارت فوق که بافرهنگ خاص لاجوردی دژخیم نوشته‌شده چیز نیست جز این‌که نویسنده کذایی زیر شکنجه، نسبت به تاریخچه و ماهیت سازمان به اصطلاح آگاهی کسب کرده؟!
جالب‌تر این‌که مسئول دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان که انتشاردهنده این کتاب است، شکنجه‌گر و بازجوی معروفی بود به اسم «حسن شایانفر» که همان به اصطلاح نویسنده کتاب ”رهایی از توهم” وی را این‌گونه توصیف می‌کند: «بعداً دریافتم آن برادر حسین و برادر حسن که برخی در زمره شکنجه گران و زندانبانان به حسابشان آورده بودند، همان آقایان حسین شریعتمداری (مدیرمسئول روزنامه کیهان) و حسن شایانفر (مسئول دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان) هستند که در آن زمان عامل اصلی برقراری فضای باز زندان بودند و باعث شدند هزاران جلد کتب مختلف از تفکرات گوناگون در اختیار زندانیان قرار بگیرد و حتی جو بحث آزاد در زندان به راه بیفتد!».
پس از مشخص شدن ماهیت مؤلف و ناشرین تعدادی از کتاب‌های سفارشی توسط وزارت اطلاعات و ارگان‌های سرکوب برای تحریف تاریخچه مجاهدین؛ چند تن از نویسندگان چنین کتاب‌هایی را بررسی می‌کنیم و قبل از هر چیز از زبان رسانه‌های رسمی آخوندها سوابق این نویسندگان صوری را نگاهی می‌کنیم:
نویسنده ناشناس کتاب ”رهایی از توهم”: «در آن موقع تصورم این بود که ادعای بازجویم مبنی بر اینکه سابقه عضویت در سازمان دارد، فقط یک بلوف بوده است برای اینکه همذات پنداری من را برانگیزد. ولی بعد متوجه شدم که تصورم نادرست بوده است و واقعاً بسیاری از کارکنان و بازپرسان شعبه‌های مختلف دادستانی انقلاب اسلامی تهران در آن سال‌ها از مبارزین و شکنجه‌شده‌های دوران طاغوت و برخی از آن‌ها از فعالین سازمان بودند ازجمله محمد داوود آبادی (مهرآیین) ملقب به حاج داوودی که سربازجوی شعبه یک دادستانی بود… همچنین احمد احمد که مدتی مسئول روابط عمومی دادستانی انقلاب بود،.. و یا عزت شاهی (مطهری) که به دلیل دوستی دیرین با محمد مهرآیین مدتی از همکاران دادستانی و کمیته انقلاب بود». (کیهان آخوندی – ۱۰ مرداد ۸۶)
البته روشن است که نویسنده کذایی برای اعتباربخشی به دژخیمان، آن‌ها را به عنوان اعضای سابق مجاهدین قلمداد می‌کند.

به عنوان نمونه دیگر، مقدمه‌ای که حسین روحانی بر کتاب «سازمان مجاهدین خلق» به روایت حسین روحانی نوشته گویاتر از هر توضیحی است. این کتاب بعدها یکی از مراجع اصلی ساواک آخوندی در جنگ روانی علیه مجاهدین شد:
«با حمد و ثنای پروردگار توانا و درود بی‌پایان بر خاتم انبیاء و ائمه طاهرین و سلام بر رهبر کبیر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی و با درود بر شهدای انقلاب و به ویژه شهدای جنگ تحمیلی و رزمندگان جبهه نبرد حق علیه باطل و مردم رزمنده و قهرمان ایران!
نویسنده این سطور که خود یکی از اعضای مؤثر سازمان مجاهدین خلق ایران، بخش منشعب و سازمان پیکار می‌باشد، بنابر تقاضای برادران مسئول دادستانی مرکز بر آن شد تا تاریخچه‌ای هرچند مختصر از مجموعه فعالیت‌ها، مواضع و عملکردهای گروه‌های فوق‌الذکر به رشته تحریر درآورد.
این نکته‌ای بود که باهدف اصلی‌ای که این نوشته به خاطر آن تهیه‌شده است مغایرت داشت، امید دارم این کوشش بتواند نویسنده را در حرکت جدید خود و پیوستگی‌اش به جرگه امت حزب‌الله و خط امام کمک نموده و توانسته باشد از این طریق گوشه‌ای هرچند ناچیز از گذشته خود را جبران نماید. و ما توفیقی الاّ بالله
اوین، حسین احمدی روحانی بیستم خردادماه ۱۳۶۲»
به این ترتیب روشن می‌شود که نویسندگان و مؤلفین و همچنین ناشرین این کتاب‌ها چه کسانی هستند. لاطائلات همین‌ها به اضافه افرادی مثل شاگرد جلاد معروف سعید شاهسوندی و امثالهم به منظور روایت وارونه از تاریخچه مجاهدین، مبنای عمده کتاب‌هایی است که منابع آن‌ها از مراکز اطلاعاتی و امنیتی و تروریستی رژیم تأمین‌شده است.
نمونه دیگر از کتاب‌های جعل و تحریف تاریخچه سازمان کتابی ست به اسم ”شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن” که توسط نهاد موسوم به مرکز اسناد انقلاب اسلامی به اسم پادوی خودفروخته‌ای به نام احمدرضا کریمی منتشرشده است. همین عنصر خودفروخته کتاب دیگری نیز تحت عنوان ”تقی شهرام به روایت اسناد” منتشر کرده است.

فرومایگان همدست دیکتاتورها در خدمت روایت جعلی علیه مجاهدین:

شیطان سازی از مجاهدین به منظور زمینه سازی کشتار و قتل‌عام آن‌ها، ابزار و وسایل خاص خود را می‌طلبد ازجمله این وسایل علاوه بر شکنجه، استفاده از مستخدمان و پادوهای ساواک شاه یا تسلیم‌شدگان به فاشیسم دینی حاکم است؛ احمدرضا کریمی یکی از مصادیق ننگین آن است که از هر دو نظام نشان دارد. وی علاوه بر اینکه به نحو گسترده‌ای توسط وزارت بدنام در ساخت و تولید مستندهای سفارشی علیه مجاهدین مورد مصرف قرارگرفته. تعدادی کتاب نیز به اسم او منتشرشده که تماماً دروغ‌پردازی‌های آخوندها مبتنی بر اسناد جعلی و یا اعتراف‌های زیر شکنجه در زندان‌های شاه و خمینی است
نگاهی به دو کتابی که مرکز تحریف موسوم به اسناد انقلاب به اسم احمدرضا کریمی منتشر کرده خالی از فایده نیست:
این ارگان حکومتی نزدیک به ۲۰ سال اوراق بازجویی احمدرضا کریمی را به عنوان خاطرات و به‌نام «شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن» منتشر کرده و در معرفی کتاب، این مزدبگیر حقیر ساواک را یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین معرفی می‌کند و می‌افزاید:‌ «دست‌نوشته اصلی این کتاب، در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نگهداری شده و چاپ حاضر از روی همان دست‌نوشته به انجام رسیده است».
این شیوه‌ای است که در مورد به اصطلاح کتاب حسین روحانی نیز مورداستفاده قرارگرفته و این بار بازجویی‌های احمدرضا کریمی به عنوان کتاب تحقیقی منتشرشده است. کاری که فقط از اخلاف خمینی جنایتکار برمی‌آید.

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – استفاده از هروسیله برای دروغ‌سازی علیه مجاهدین خلق توسط وزارت اطلاعات آخوندها

در سال ۹۸ و در اوج پیشروی‌های سیاسی استراتژیک مجاهدین و گسترش کانون‌های شورشی، دستگاه شیطان سازی ولی‌فقیه ارتجاع از فرط خالی بودن چنته‌اش، بازهم به یاد برگه‌های بازجویی از ۴۰ سال پیش با این‌سو افتاد و آن‌ها را تحت عنوان سند در کتابی به نام ”تقی شهرام به روایت اسناد” نشخوار کرده است. نویسنده اسمی این به اصطلاح کتاب هم کسی جز همان احمدرضا کریمی معلوم‌الحال نیست. رسانه‌های رژیم دراین‌باره نوشتند:
«کتاب ”تقی شهرام به روایت اسناد”… مشتمل بر ۲۰۰ برگ سند منتشرنشده (بخوانید برگه‌های بازجویی) درباره تقی شهرام، از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، از سوی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شد. ”تقی شهرام به روایت اسناد” توسط احمدرضا کریمی تدوین و از سوی موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۷۰۸ صفحه در سی‌ودو مین نمایشگاه امسال کتاب تهران عرضه شد. (مرکز اسناد انقلاب اسلامی – ۸ اردیبهشت ۹۸)

ذکر این نکته ضروری است که حجم زیادی از کتاب‌ها و نشریات و ورق پاره های مبتذل با همان فرهنگ لمپنی آخوندی، با هزینه‌های سرسام‌آور و انرژی گزاف, از طرف همین به اصطلاح مرکز پژوهشی به نام مرکز اسناد, در جنگ روانی علیه مجاهدین چاپ و منتشر می‌شود, به عبارت دیگر این به اصطلاح مرکز پژوهشی یکی از ارگان‌های رژیم برای شیطان سازی از مجاهدین یا بقول خودشان جنگ روایت علیه مجاهدین است. این درواقع مرکزی است برای ” جعل و تحریف” که تأمین‌کننده مطالب بسیاری کتاب‌های منتشره علیه مجاهدین می‌باشد.

احمدرضا کریمی، پادوی ساواک، مشاور لاجوردی و مستخدم اطلاعات آخوندی:

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – استفاده از مأموران ساواک منفور شاه برای جعل و دروغ‌سازی علیه مجاهدین توسط آخوندها

این عنصر حقیر با شناسایی بسیاری از فعالین مبارز در دیکتاتوری شاه و لو دادن آن‌ها، موجبات دستگیری، شکنجه و اعدام بسیاری از آن‌ها را فراهم کرده و به شکنجه و بازجویی از انقلابیون می‌پرداخت و از این بابت نزد زندانیان سیاسی زمان شاه چهره آبرو باخته و بسیار منفوری بود.
احمدرضا کریمی در ماشین‌های گشتی ساواک می‌نشست و افراد مبارز را به اکیپ‌ها نشان می‌داد تا دستگیرشان کنند.
نامبرده در خدمت ”شادآفر“ و”کوچصفهانی“ جلاد و هم‌چنین”اسدالله بختیاری “سر اکیپ کمیته مشترک بوده است که اسناد آن در نشریه مجاهد شماره ۱۰۶ در سال ۱۳۵۹ افشاشده است.
پس از پیروزی انقلاب در جریان دستگیری عوامل حکومت سابق و شکنجه گران ساواک، احمدرضا کریمی مزدور هم به عنوان مأمور ساواک دستگیر شد اما لاجوردی که او را می‌شناخت و به خصوص از کینه وی نسبت به مجاهدین آگاهی داشت، او را در یک سوئیت در اوین جا داد و از او در شناسایی و دستگیری بسیاری از مجاهدین استفاده کرد و بعداً هم او را به نوشتن انواع لجن‌پراکنی علیه انقلابیون و مجاهدین واداشت. این عنصر خودفروخته در نقش مشاور لاجوردی در بازجویی و شکنجه زندانیان شرکت می‌کرد و به‌پاس همین خوش‌خدمتی‌ها لاجوردی او را آزاد کرد. وی از آن پس به یکی از عوامل دستگاه جنگ روانی آخوندها علیه مجاهدین تبدیل شد تا با دروغ‌های کینه‌توزانه، برای دستگاه تبلیغاتی آخوندها به منظور زمینه سازی اعدام و سرکوب و کشتار مجاهدین خوراک تولید کند. سند زیر گفتگوی یکی از رسانه‌های وزارت اطلاعات با عزت‌الله مطهری (عزت شاهی) در همین رابطه است که به‌کارگیری این مهره کثیف علیه مجاهدین توسط آخوندها را به خوبی نشان می‌دهد:

«سؤال از عزت شاهی: حاج آقا! کمی درباره احمدرضا کریمی بگویید. مجاهدین می‌گویند قبل انقلاب با ساواک همکاری می‌کرد و بعد از انقلاب هم با شهید لاجوردی بود و مجاهدین را شناسایی می‌کرد. شما این اتهامات را درست می‌دانید؟

تحریف-تاریخ
تحریف تاریخ – اعتراف دژخیم عزت شاهی به استفاده رژیم از کثیف‌ترین عناصر منفور برای دروغ‌سازی علیه مجاهدین خلق

عزت شاهی: یادم هست بچه‌هایی که دستگیر می‌شدند، اکثراً می‌گفتند احمدرضا کریمی، مستقیم یا غیرمستقیم آن‌ها را لو داده است؛ منتهی بعد کم‌کم برید و این سلول و آن سلولش می‌کردند و از این و آن حرف می‌کشید. بعد از انقلاب، احمدرضا کریمی را چون قبلاً با ساواک همکاری کرده بود، گرفتند. چون کچویی و بچه‌های دیگر او را می‌شناختند و او هم به خاطر مسائل خودش یک مقدار موضع ضد مجاهدین گرفته بود، اوایل او را به زندان عمومی نبردند و درجاهای دیگری به او اتاق دادند و گفتند اطلاعاتت را راجع به مجاهدین بنویس. او یکسری اطلاعات داد که آن موقع یک جزوه ۴۰ – ۵۰ صفحه‌ای راجع به مجاهدین نوشتند که در تیراژ وسیعی چاپ و پخش شد. مدتی نگهش داشتند و لاجوردی هم وقتی دید ضد مجاهدین است، گفت آزادش کردند». (نشریه رمز عبور- شماره ۲۱ – تیر و مرداد ۱۳۹۵)
عزت شاهی دژخیم در جای دیگری در مورد این مستخدم بی‌مقدار می‌نویسد:
«در شب سی‌ام آذر ۱۳۵۴ که مرا به اتاق بازجویی می‌بردند، وقتی گفتند بلوز را از روی سرت بردار، دیدم که در طرفی وحید (افراخته) و احمدرضا کریمی و در طرف دیگر حسن ابراری نشسته‌اند. حسن، وحید و من هم پرونده بودیم، اما نمی‌دانستم که حسن دستگیرشده است؛ اما از دیدن او غافلگیر شدم. وی را کتک زده بودند و پاهایش زخمی بود… احمدرضا کریمی آن‌قدر با رسولی (بازجو) راحت شده بود که حتی از جیب او سیگار برمی‌داشت…». (کتاب خاطرات عزت شاهی – صفحه ۳۶۰)
احمدرضا کریمی به همین ترتیب به نحو چندش‌آوری از ساواک شاه به ساواک شیخ دست به دست شد. او ابتدا در دستگاه لاجوردی و سپس جانشینان او انجام وظیفه کرد و اکنون نیز از مهره‌های جنگ روایت علیه مجاهدین شده است.

مرکز تولید جعل علیه مجاهدین و تحریف تاریخ:

«مرکز اسناد انقلاب اسلامی طی سال‌های گذشته، توجه ویژه‌ای به مسئله شناخت سازمان مجاهدین خلق داشته و کتاب‌های عملیات مهندسی، خوابگردها، خداوندگار اشرف، تبار ترور، تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق، یادداشت‌های حسین احمدی روحانی درباره سازمان مجاهدین خلق، پرونده مسکوت و …. را درباره این سازمان منتشر کرده است. علاوه بر این سه کتاب با عناوین «تقی شهرام به روایت اسناد»، «اعتراف می‌کنم:‌ وحید افراخته به روایت اسناد» و «ناگفته‌های قاسم عابدینی از مجاهدین خلق و پیکار» نیز در معاونت اسناد و کتابخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی تدوین‌شده است. (خبرگزاری اقتصاد نیوز رژیم – ۷ مرداد)

پس از آشنا شدن با شماری از نویسندگان و ارگان‌های دست‌اندرکار روایت وارونه از مجاهدین به پاسخ این سؤال می‌پردازیم که چه چیزی باعث شده که این عناصر، این بار در هیئت نویسنده علیه مجاهدین ظاهر شوند؟
پاسخ مشخص است، در یک‌کلام،‌ نوشتن کتاب علیه مجاهدین، بخشی از زمینه سازی کشتار و آماده کردن بستر آن است که نهایتاً راه به کشتار تنها جریان جدی و سازمان‌یافته مخالف رژیم می‌برد و از این طریق به بقای این نظام سراسر ظلم و تباهی کمک می‌رساند. به همین خاطر به میزانی که موضوع سرنگونی آخوندها جدی‌تر می‌شود نیاز به این بسترسازی نیز بیشتر خودش را برای آن‌ها نشان می‌دهد کما این‌که می‌بینیم هر کدام از مأموران اطلاعات رژیم که سر از خارج کشور درمیاورند یا زیر عبای آخوندها می‌روند، بلافاصله یک یا چند جلد کتاب علیه مجاهدین هم به اسمشان منتشر می‌شود. ر
در ادامه این سلسله مقالات به افرادی که به عنوان منبع در دروغ‌پردازی‌های وزارت اطلاعات علیه مجاهدین به کار گرفته می‌شوند و مستخدمین خارجی وزارت اطلاعات در این زمینه و همچنین محتوای این کتاب‌ها خواهیم پرداخت.

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *