ترهات تواب تشنه به خون و تغییر دوران سینا دشتى

sena-dashti222

تواب تشنه به خون در نوشته اى که اخیراً انتشار داده ، بار دیگر پرده ى جدیدى از عواقب در غلطیدن در دستگاه خیانت را نشان داده است که واقعا عبرتى است براى روزگار
در این نوشته که واقعا آدم میماند آن را مقاله نامید یا فحشنامه یا ترشح أفکار مالیخولیائى یک فرد عقده دار؟ در واقعیت امر، یک ملغمه ى دست ساز وزارت اطلاعات در جنگ روانى علیه مقاومت، با رذالت خاص الخاص بازجوهاى وزارت اطلاعات که نمونه هاى آن را در فضاى مجازى در مورد زن سعید امامى همه دیده اند و برخى هم در دوران زندان شاهد بوده اند ، با قطار کردن سخیف ترین و پلید ترین اتهامات شخصى که جز از شکنجه گر از فرد دیگرى در یک بحث سیاسى ، ساطع و بارز نمیشود و اینقدر نازل و پست است که حتى در شان یک نقل قول آوردن هم نیست ، به مقاومت ایران و فعالین و چهره هاى شناخته شده ى مقاومت توهین هاى کرده که بیشتر از هر چیز رسواگر اخلاق درون او ست و بس. اما تا آنجا که به جنگ روانى وزارت اطلاعات علیه مجاهدین بر میگردد، با شیوه ى لو رفته ى آخوندى به یکى از پلید ترین و سوخته ترین مهره هاى وزارت اطلاعات بند کرده ، همان فردى که در سطح جهانى لو رفته و روابط او با رژیم در حدى است که او را از ورود به امریکا هم منع کرده اند و نام او در لیست افراد مرتبط با وزرات اطلاعات رژیم در پلیس امنیتى کشورهاى غربى ثبت شده است ، با تکرار تمامى تبلیغات سایت این مزدور ( مسعود خدابنده) علیه مجاهدین ، مدعى شده که مجاهدین با مسعود خدابنده علیه شخص شخیص مصداقى دست به یکى شده اند !! خوب اگر نخواهیم این را به یک امر پزشکى به نام مالیخولیا یا روانپریشى تنزل بدهیم ، که خیلى کم است و حتى اگر طرف از لحاظ فردى نمونه ى اشکار پارانویا گراندیوسا ( خود بزرگ بینى بیمار گونه ) هست ، که هست ، اما این تلاش مضحک که مصداقى و مسعود خدابنده در دو نقطه ى مختلف قرار دارند ، واقعا ابلهانه است . کدام مورد از لجن پراکنى هاى مصداقى است که با همان محتوى و کلام ، کلمه به کلمه ، توسط خدابنده ، قبلا ناگفته بوده است ؟ همین کد لو رفته و داغ وزارت خورده ى ” فرقه ى رجوى” مگر از بنیادى ترین وجه جنگ روانى رژیم علیه مجاهدین و شیطان سازى از مجاهدین نبوده است ؟ رژیم از أوائل روزهاى حکومت خود روى چند فاکتور کار میکرد ، اول اینکه روابط بین مجاهدین سالم نیست ، بگذارید با نقل خاطره اى از سال ١٣۵٨ مثلى بزنم ، یکى از زنان پاسدار در یکى از شهر هاى مرکزى ایران موظف شده بود که بعد از تهاجم به دفتر جنبش در آن شهر ، در یکى از اتاقها قرص ضد حاملگى بگذارد و همین باعث شده بود که او دچار تناقض فکرى شده و کل تبلیغات رژیم در ذهن او شکسته شود و او هوادار مجاهدین شده بود . محور دیگر تهاجم روانى وزارت اطلاعات به مجاهدین و مقاومت خط تبلیغ “نقض حقوق بشر توسط مجاهدین” است ! یعنى “یا ایهى الناس ! بدانید که اپوزیسیون هم از جنس خود حکومت است و خریت نکنید که انقلاب و سرنگونى بخواهید و أحوط آن است که با همین نظام ، یک کمى نرم تر ، یک کمى ظریف تر بسازید ! که اگر این حکومت را بر اندازید در چنگال مجاهدین گرفتار خواهید شد و آنوقت …….بیچاره میشوید ”
تهاجم شخصیتى و لجن پراکنى رذیلانه فقط براى این است که بر همه مشخص بشود که اگر فردى بخواهد با رژیم و اذناب آن در خارج از کشور وارد مقابله و جنگ سیاسى بشود ، با ترور شخصیتى که زمینه ساز ترور شخصى است روبرو خواهد شد .
اما چرا الان ؟
١-در فرداى انتشار نوار منتظرى و اثرات خرد کننده آن در کلیت رژیم و أوج گیرى خواست داد خواهى بین المللى علیه این حکومت جنایتکار،
٢-در فرداى اعتراف محسن رضائى به جنگ طلبى و در دو وجه بسیار مهم یعنى جنگ خارجى و سرکوب داخلى تأیید و مهر کردن مواضع مجاهدین در طى این سه دهه
٣- در بعد از خروج تشکیلات مجاهدین از زندان و قتلگاه لیبرتى و چشم انداز هاى پرشور فعلى ،
مشخص میشود که هر سه مقوله ، مجاهدین را در صحنه به جلو میکشاند و در بستر پسا برجام و بحرانهاى عمیق اقتصادى و اجتماعى ، پتانسیل تغییر انقلابى را بالاتر برده است ،
– -البته که مزدوران این حکومت ضد بشر ، تلاش کنند تا توجه را از روى رژیم منحرف کنند و با داستان سازى ها ى که حتى مرغ پخته را به خندیدن مجبور میکند ، آسمان و ریسمان را بهم ببافند .
نکته ى دیگر ادعاى ابلهانه این تواب است که بعله در ایران کتابهاى این فرد در محافل مورد مطالعه قرار میگیرد و از این خالى بندیهاى بى ارزش ! در أواخر سال هاى حکومت شاه در خیلى از شهر هاى بزرگ شعار هاى ضد شاه نوشته بودند که به گروه “شفق سرخ ” بپوندید! بعد آشکار شد که این گروه براى شکار عناصر مستعد و داراى زمینه ى مبارزاتى اما بدون تجربه ، توسط ساواک ایجاد شده بود و به دستگیرى چند صد نَفَر جوان در ایران انجامید و از این رو در محافل دانش آموزى و دانشجوئى ان موقع به گروه “ساواک سرخ ” شناخته میشد! رژیم ضد بشرى آخوندى ، دراویش و مثلا گروه حلقه ى نور را که فاقد ادعاى سیاسى هم هستند را تحمل نمیکند، آنوقت کدام آدم عاقلى باور میکند که وزارت اطلاعات دستش در کار شناسائى عناصر مستعد و نابودى انها نیست؟
مصداقى مثل خدابنده ، مجاهدین را فرقه مینامد، مثل خدابنده از جنایات رجوى در مورد خود اعضاى مجاهدین مینویسد، مثل خدابنده از عدم إقبال توده اى مجاهدین در دوران کنونى مینویسد ، انوقت مدعى است که نه خیر، بین ما فرقى هست !
در مزدورى و زمینه سازى کشتار اشرفیان در یک مسیر بوده و هستید ، مصداقى و خدابنده به یک میزان ،جیره و قاتوق ، از فقدان شرف انسانى و حمیت اخلاقى و وارستگى بشرى در جیبشان از طرف وزارت ریخته شده است ! همان لقمه ى خون آلودى که در دهان هر مزدور وزارت میچرخد! نه شازده پسر ! تو و خدابنده و لاجوردى از یک جنس هستید و آینده ى جز در درون این رژیم ندارید ! در فرداى سقوط حتمى رژیم ، نام شما با خیانت و خنجر از پشت زدن تداعى میشود ، در این مورد شک نداشته باشید!

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *