خون جوشان… «حسین افتخار بشریت، سمبل فدیه و فدا تا بیکران، بدون چشمداشتاست، آری خون حسین تا بیکران میجوشد و…» محمود نیشابوری

ashora

آنکه بی یار کند یار شود باز تویی

آنکه دل داده شود دل ببردباز تویی

آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی

آنکه بی باده کند جان نرا مست توی

روز،ذبح بزرگ وقتل انسانیت!

عاشورا، یک روزسرشته بخون بود در میان همه روزهای تاریخ.

ولی، روزی که ایستادگی فرزند انسان تا فرا روی طاقت انسان بر تارک همه قلل فدا و ایثار درخشید.

خورشیددر تدارک بر تابیدن بود. به خاطر حسین و یارانش نور فشان تر، پر تلاش تر، گرد طلائیش را در سرتا سر زمین کربلا گستران،د تا عطمت این روز تاریخی انسان و انسانیت در بزرگنرین تابلو ایستادگی  هر چه درخشنده تر ثبت شود.

که:

یزیدیان با شمشر ها و سپر و نیزه، صورتهای پوشیده و لباسهای سیاه همچون قلب تیره ، سیاهشان،نزدیک می شوند،همچون گرگهای گرسنه.

هدف، نابودی حسین(ع) و حسنیان مقاوم بود و نه چیز دیگر.

از اینجا به بعد، رویا رویی جور و ستم ، قتل و جنایت پیشگی، بی رحمی و ناجوانمردی و مزدوری

با سلاح  غیظ و کین، گویی همه بدیها، زشتروییها، جنایتها، شقاوتها، بی رحمیها در مخیله مزدوران جمع شده اند، آری آنها انسان نبودند، صفات انسانی از آنها دور بود، انسان نما هایی بودند که همچون ماشین کوکی می کشتند و مثله می کردند.

اما از سلحشوران مجاهد، یاران سید الشهدا بگویم، بی سلاح، بی ترس وبیم و بی باک، آنچه در ذهن و ضمیزشان میگذرد، فداست و ایثار، در شهید شدن همه از هم سبقت می گیرند،، اما رها،فارغ از همه قید و بند ها، آزاد، آزاد، یگانه با خلق و خدا.

آری این است مسیرحسین، برای آزادی با ید گذشت از همه چیز ، بی نام و نشان و…

اما چه شد، گلها به ظاهر پرپر شدند، اما هر گلی هزاران گل شد ، تکثیر شد، شکوفا شد، باغ، گلستان شد، آری همه جا بوی و عطر گل، گلهای زیبا، پاک همچون اشک چشم، همچون خورشید و…

آری، هر زمان که خورشید ظاهر می شود انها لبخند زنان می آیند، آری آنها همه جا هستند، همه جا…

گواه این حقیقت ،پرچم حسینی است که پس از ۱۴۰۰ سال  هنز در اهتراز است، راهی که تا ابد جاویدان  و سرفراز است.

تا خداوندی خدا بر جاست

پرچم شاه دین حسین بر پاست

درود ، درود

 

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *