ابراهیم رضوانی ـ فرومایگی و رذالت در دستگاه فوق متناقض آخوندی

ebrahim-rezwany-c2222

حکومتی که شالوده و پایه‌گذاری آن بر غصب حق مردم و دزدیدن رهبری یک انقلاب بوده، طبق اصل رابطه گسست ناپذیر شکل و محتوا، لاجرم و به‌طور ساختاری پدیده تقلب و تزویر، تعدی و تجاوز را در تمام ارگانیسم خود نهادینه‌ می‌سازد چنین منجلابی البته همه پهنه‌های آن را در برمی‌گیرد، ازجمله پهنه فرهنگ و ادبیات و …

در فرهنگ و بخصوص ادبیات سیاسی، ارتجاع و هیولای حاکم بر ایران که ”سلاِخ واژه‌ها”ست کلمات را قلب، تحریف‌ و وارونه کرده است یعنی که در جای خودشان معنا نمی‌دهند، بنابراین در دنیای آخوندی باید دید کلمات در چه حوزه‌ و برای چه هدفی بکار گرفته می‌شوند؟ در این چند دهه مردم ایران به‌طور حسی و تجربی به‌خوبی با این پدیده آشنا بوده‌اند، طوری که اکنون کمتر کسی است که نداند کدام واژه و کلمه در فرهنگ آخوندی چه کاربردی دارد و در کجا بکار می‌رود؟ رایج‌ترین و اولین محصول این دستگاه دجالیت واژه «حفظ اسلام» بود که مردم ایران به‌خوبی با آن آشنا هستند و هرکجا بکار می‌رود معادل «حفظ حکومت غاصب و منفور آخوندی» است، بر همین سیاق واژه‌هایی که در فرهنگ و ادبیات ملی، مردمی و مذهبی این مرزوبوم حاوی معانی مبارزاتی و انسانی بوده‌اند از ایلغار و دست‌اندازی این حکومت پلید در امان نمانده و ذبح‌شده‌اند واژه‌هایی مثل انقلاب، عدالت، برابری، …

شکل‌گیری این پدیده دجالانه و ضدانقلابی از همان اوایل انقلاب ضد سلطنتی شروع شد بعدها بنا به نیاز دجالگرانه رژیم و به‌طور خاص در برخورد با هماورد تاریخی خود یعنی مجاهدین وارد عرصه‌های دیگری شد که اساساً هدف تمام این پروژه‌ها، زمینه‌سازی حذف کردن نیروی محوری مقاومت باشیوه آخوندی شیطان سازی ویا به تسلیم و ندامت کشاندن و متلاشی کردن آن بود.

سوءاستفاده کردن از پدیده خانواده و سوارشدن بر امواج عواطف انسانی هم یکی از این عرصه‌های جنگ روانی و شیطان سازی است که گشتاپوی اطلاعات آخوندی با صرف هزینه‌های گزاف طی چند دهه بسیار روی آن کارکرده است بخصوص با تغییر شرایط در منطقه و باز شدن دست رژیم در حاکمیت عراق بیشتر از یک دهه، که مجاهدین در اشرف و بعد هم درلیبرتی بودند به‌موازات اقدامات جنایت‌کارانه تروریستی و کشتارهای نظامی، چنین جنگ کثیفی نیز برای مشروع کردن آن جنایات بکار گرفته می‌شد. بلغور کردن مستمر واژه‌هایی مثل «کانون گرم خانواده»، «محبت و پیوند خانوادگی»، «عواطف انسانی» و … در راستای جاده‌صاف‌کنی برای همان قتل‌عام‌ها و کشتارهایی بود که بعداً یک‌به‌یک در عمل محقق شد.

درحالی‌که پروسه همین دهه اخیر، بر ملأ کننده تمام دعاوی دروغین اطلاعات بدنام آخوندی است. باید به این رژیم منحوس گفت:

مگر سیرک دوساله وحوش ولایت در اطراف اشرف با ۳۲۰ بلندگو و هرزه‌درایی و لجن پراکنی شبانه‌روزی و توهین به مقدسات و شهدا و تهدید ساکنین به کشتار و محاصره پزشکی بیماران و مجروحین و ممنوعیت هرگونه دیدار مجاهدین با خانواده‌های واقعی خود، یا وکلا و پارلمانترهای اروپایی و آمریکایی و … را فراموش کرده‌اید؟

مگر فراموش کرده‌اید که بعد از تحویل گیری حفاظت اشرف توسط مزدورانتان در عراق هرگز اجازه‌ هیچ دیدار خانوادگی را که تا پیش از آن هزاران مورد در هتل ایران اشرف صورت گرفته بود را ندادید؟

مگر آوردن اکیپ مزدوران وزارت اطلاعات تحت نام خانواده قبل از هر حمله موشکی در لیبرتی و کشتار ساکنین در اشرف را فراموش کرده‌اید؟

مگر اعدام، دستگیری و زندانی کردن خانواده‌های مجاهدین مثل صارمی، کاظمی، حاج آقایی، دکمه چی، معزی، کهندل، اکبری منفرد، مرادی و غیره به جرم دیدار یا ارتباط خانوادگی و یا آمدن به اشرف را فراموش کرده‌اید؟

هرچند که برای رژیم و مردم ایران جواب این سؤالات روشن و بدون ابهام است این سؤالات را صرفاً ‌بابت یادآوری آوردم چون دعاوی مضحک این هیولای بدسگال بعد از چهار دهه دیگر نیاز به شرح و استدلال ندارد.

اکنون نیز رژیم زهر خورده و غرق در بحران‌های درونی و بیرونی، که از خلال این‌ یک دهه تشبثات خودش طرفی نبسته است و بارها با پاسخ تک‌به‌تک مجاهدینی که بر اساس آگاهی و اختیار کامل مسیر سرنگونی این رژیم را برگزیده‌اند روبرو شده است… و همچنین بعد از انتقال همگانی مجاهدین که بااقتدار و سر فرازای صورت گرفت و رژیم را حسرت‌زده برجای گذاشت، درحالی‌که دیگر دستش از تروریسم و حملات نظامی خالی‌شده است و دیگر امکان موشک‌پرانی و قتل‌عام را مثل اشرف و لیبرتی ندارد، بنا به ماهیت پلید و غاصبانه‌یی که تهدید بقا را همیشه از جانب مردم و هماورد اصلی و تاریخی خودش یعنی مجاهدین می‌بیند در منتهای افلاس و ورشکستگی سیاسی – اجتماعی ادعای مضحک خانواده‌های مجاهدین را تحت عنوان نامه به رئیس کمیساریای عالی ملل متحد پیش کشیده است. در یک مورد اسم خانواده من نیز مورد سوءاستفاده وزارت بدنام قرارگرفته است؛ این اشک تمساح ریختن برای خانواده‌های مجاهدین، در حالی است که در همین روزها، زندانی سیاسی خانم مریم اکبری منفرد و برادر ایشان زندانی سیاسی رضا اکبری منفرد در نامه‌یی به گزارشگر ویژه ملل متحد اعتراض و شکایت خود را نسبت به قتل‌عام زندانیان سیاسی ازجمله خواهر و برادرشان در تابستان ۱۳۶۷ ارائه کرده و خواستار آن شده بودند که حداقل نشان قبر و محل دفن آن‌ها را بدهند ولی با اقدامات تلافی‌جویانه مواجه شده‌اند. مقامات جنایت‌کار آخوندی از بردن مریم اکبری منفرد به‌قرار پزشکی در بیرون از زندان به‌منظور معالجه بیماری‌های او امتناع کرده و دادیار زندان اوین به‌طور مشخص به خانواده وی گفته که قرار پزشکی وی کنسل شده است زیرا او بیش‌ازحد گستاخ شده است و همین‌طور ملاقات برادرش رضا اکبری منفرد را قطع ملاقات کرده و گفته‌اند شرط ملاقات با خانواده پوشیدن لباس زندان و زدن دستبند و پابند هنگام ملاقات می‌باشد.

این‌چنین است که رژیم جهل و جنایت که دجالگرانه سنگ خانواده و مادران را به سینه می‌زند و از خانواده سخن می‌گوید، به خانواده‌های ما به خاطر رابطه خانوادگی زندان طویل‌المدت می‌دهد، کینه‌ورزی و تلافی‌جویی می‌کند و نوشتن یک نامه را از آن‌ها برنمی‌تابد، این است ماهیت پلید این رژیم متقلب و رذل که کلمات را قلب می‌کند و برای مطامع پلید خود مورد سوءاستفاده قرار می‌دهد.

اما انتقال همگانی مجاهدین و برپایی هزار اشرف و شکل‌گیری جنبش دادخواهی شهیدان، شعله‌های آزادیخواهی را در مسیر سرنگونی به صورتی کیفی شعله‌ور ساخته است. آخوندهای جانی و در رأس آن‌ها ولی‌فقیه طلسم شکسته و ملعون باید بدانند که دوران توفان‌ها فرارسیده و روز حسابرسی جنایاتشان نزدیک است، خون‌های پاک به‌ناحق ریخته شهیدان راه آزادی و این‌گونه رذالت‌های دجالگرانه بی‌پاسخ نخواهد ماند و مرور زمان هیچ خدشه‌یی در تحقق این مهم ایجاد نخواهد کرد و از این رژیم پلید و غاصب، جز موجود لعنت شده‌یی که نکبت تاریخ ایران است باقی نخواهد ماند.

آبان ۹۵

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *