نظامِ تاراجِ آخوندی ـ نعمت فیروزی

taraj-akhoondha - 222

فرهنگ لغات سیاسی، تعریف نظامِ تاراج، به‌صورت زیر آمده است:

سیستم فساد و ارتشاء در دستگاه دولتی که به‌موجب آن، مقامات انتصابی، خدمات کشوری، مقاطعه‌های دولتی و نظایر این‌ها را، بدون توجه به‌صلاحیت‌ها و قابلیت‌ها از آن ِخود می‌کنند. به‌بیان دیگر، روشی که مشاغل دولتی را به‌منزله غنائم جنگی که از طرف شکست خورده(دشمن) به‌دست آمده است، تلقی می‌کند و توزیع آن‌ها را بین اعضای حزب و باند خود لازم می‌داند. این سیستم عموماً به‌یاران آندرو جاکسون رئیس جمهوری آمریکا (۱۷۶۷-۱۸۴۵) نسبت داده شده است که درسال ۱۸۲۹ هنگام آغاز به‌کار، به‌استناد این اصل که غنایم از آن ِفاتح است، می‌خواستند دست مخالفان از مشاغل عمومی کوتاه گردد. (نقل از فرهنگ علوم سیاسی ـ گردآوری علی آقا بخشی و مینو افشاری راد اصطلاح شماره ۲۳۸۷)

پر واضح است که چنین تعریفی درباره نظام‌های متعارف دنیا می‌تواند صادق باشد اما نمی‌تواند تاراج افسارگسیخته‌ای که در نظام ولایت صورت می‌گیرد را تصویر کند.

زهر زنجیره شکست‌های پی درپیِ برجام و برشام، به‌درون پیکره پوسیده نظام ولایت ریخته و می‌ریزد و هر بار به‌صورت بحرانی نمود پیدا می‌کند. هریک از این بحران‌ها «منزلی» است که این نظامِ تاراج را به‌سرنگونی رهنمون می‌کند! افتضاح فیش‌های حقوقی هم یکی از آن‌هاست که در گنداب نظام به‌دلیل بالا گرفتن جنگ قدرت وحوش بیرون زده است. سونامی فساد نظام ولایت چنان فراگیر شده است که هرکدام از باندهای درونی رژیم، تلاش می‌کند دیگری را رسواتر و مفتضح‌ترکند، و از حالا (نزدیک یک سال مانده به‌انتخابات ریاست جمهوری)، تبدیل به‌اهرم جنگ آن‌ها برای نمایش تاراج در منزلی دیگر شده است. حقیقت این است که غلیان این فساد به‌حدی است که در حال خفه کردن کل نظام است و دست چپاول خیل مقامات درجه یک، دو، و سه و…رژیم از هر دو باند در ۴ دهه گذشته درآن گیر است. به‌طوری که از افشاگری‌های هردو جناح چنین بر می‌آید که این نمود از زنجیره چپاول از همان آغاز تاراجِ رهبری انقلاب، شروع شده و خط زرد ممتدی را نشان می‌دهد که در این ۴ دهه از این جناح به‌جناح دیگر دست به‌دست می‌شده است. کافی است نگاهی به‌ورق پاره‌های حکومتی همین دو هفته اخیر بیندازید، تا تصویر دقیق‌تری از این غلیان را ببینید:

۱۲ تیر۹۵کیهان: هزار مدیر اشرافی در سال معادل یارانه ۶۵ میلیون نفر حقوق می‌گیرند.

۹ تیر ۹۵ کیهان: رئیس سازمان بازرسی کل کشور: انتصاب مدیر ۲۳۴ میلیونی با فشار حسن فریدون بود.

۱۷تیر۹۵ وطن امروز: بر اساس خود اظهاری مدیران وزارت نفت مشخص شد ۵۰مدیر نفتی با حقوق بیش از ۵۰میلیون…

۸ تیر ۹۵ -کیهان: ماجرای حقوق و پاداش‌های نجومی که از ۵۰-۶۰ میلیون آغاز و به‌۲۳۴ میلیون و ۵۰۰ میلیون و ۱۴۰۰ میلیارد تومان ادامه یافت، نوک کوه یخ فساد مدیران اشرافی است.

۶ تیر ۹۵ -کائنات: افشاری فرار مالیاتی ۴۸۰میلیارد تومانی دو مؤسسه بزرگ،

۲ تیر۹۵ – آرمان: یک عضو شورای شهر خبر داد؛ پاداش یک میلیاردی در بانک شهر،

کیهان: حق ۴۹۰هزار کارگر در جیب ۱۶مدیر دولتی،

شرق: هیچ نسبتی میان آن اختلاس‌ها و این حقوق‌ها و این حرام‌ها و این مکروه‌ها با هیچ مدل ریاضی برقرار نمی‌شود.

***

از سوی دیگر ایز گم کردن، آدرس عوضی دادن وآی دزد، آی دزد کردن ِسرکردگان سپاه و بسیج جهل و جنایت است که خود را به‌صف اول افشاکنندگان فیش حقوق مدیران انداخته اند تا این سونامی رسوایی را از سر بگذرانند. غافل از آن که مردم ایران با گوشت و پوست خود در این سالیان لمس کرده اند که گر حکم شود چپاول‌گر بی‌دنده و ترمز گیرند در زیرسقف نظامِ تاراجِ ولایت، هرآن که هست گیرند.

سازمان مجاهدین خلق ایران در گزارشی تحت عنوان «حقوق‌های نجومی سران سپاه»، لیست حقوق دریافتی فرماندهان ارشد سپاه پاسداران ایران را منتشر کرده است.

در این گزارش آمده است: «در تداوم جنگ و جدال باندی بر سر غارت و چپاول داراییهای مردم ایران در تاریخ ۱۷تیر۹۵ در بعضی از رسانه‌های اینترنتی مجدداً گزارش‌هایی از حقوق نجومی سرکردگان سپاه از جمله لیست زیر منتشر گردید:

پاسدار جعفری سرکرده سپاه ۶۳۵ میلیون تومان،

پاسدار قاسم سلیمانی سرکرده نیروی تروریستی قدس سپاه۵۹۴ میلیون تومان،

پاسدار حسین سلامی ۵۸۹میلیون تومان،

پاسدار محمدرضا نقدی سرکرده بسیج ضدخلقی ۵۵۴ میلیون تومان،

پاسدار رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه ۴۷۷ میلیون،

پاسدار…»

بی دلیل نیست که پاسدار رمضان شریف، مسؤل روابط عمومی سپاه پاسداران – ۶ تیرماه- در گفتگو با روزنامه شرق در پاسخِ سؤالِ میزان حقوق فرماندهان سپاه، با پرت‌وپلاگویی، مردم ایران را مثل بسیجیان بی مغز انگاشته و ضمن تکذیب گزارش‌های منتشر شده درباره چپاول افسارگسیخته فرماندهان سپاه می‌گوید: اگر معذوریت‌های حفاظتی نبود، حتماً فیش حقوقی خودم را منتشر می‌کردم.

به این ترتیب خودش اعتراف دارد که این رسوایی به‌امنیت و حفاظت نظام راه برده است! اینکه حالا چه کسی امنیت نظام را به‌خطر انداخته است را باید در موشک پرانی‌های مزدوران نیروی تروریستی قدس ولایت در عراق دید.

حاکمیت جهل و جنایت آخوندی، مثل همیشه چاره را در سرریز کردن این بحران علیه مقاومت سترگ میهنی یعنی مجاهدین که در لیبرتی مستقر هستند، دیده است و موشک پرانی جنایتکارانه به‌لیبرتی نتیجه این شکست‌ها و رسوایی درونی نظام است. ولی فقیه زهر خورده و طلسم شکسته که رسیدن آتش انفجار خشم مردم را به‌عبای ولایت حس کرده، طبق معمول چاره را در کشتار مجاهدین جستجو کرده است، آن هم در شرایطی که می‌دانست گردهمایی کهکشان مقاومت در راه است و این موشک پرانی ضرب در کهکشان به‌روی خودش باز خواهدگشت. به‌راستی چرا چنین حماقتی را در این شرایط مرتکب شد؟

در چهار دهه گذشته این یک قانون ثابت و بارها تجربه شده جامعه ایران بوده است که هر وقت کارد به‌استخوان مقام ولایت می‌رسد، راه برون رفت ازآن را یا با پارس خوابیده علیه مجاهدین در میان حقوق بگیران «فیش لو رفته»! و یا با جنایت به‌صورت موشک پرانی، وقتل عام مجاهدین چه در زندان و چه در اشرف و لیبرتی توسط مزدوران درون مرزی و برون مرزی قدس یافته است.

کمتر پدیده سیاسی در تاریخ معاصر را می‌توان یافت که دست و پا زدن یک نظام حکومتی در بحران‌هایی که سرتاپایش را در نوردیده تا این حد مشروط و مرتبط به‌آلترناتیو و اپوزیسیونش باشد، تا آن‌جا که انعکاس مشروط رفتاری سگ پائولوف را تداعی می‌کند. حقیقت هم این است که: «پائولوف مقاومت بدجوری سگ ولایت را شرطی کرده است! هرچند که پادوهای ولایتی کنار ساحل عافیت نشسته به منظور توهم‌زایی و گل‌آلود کردن آب، آه و ناله سر می‌دهند که چرا همه چیز نظام را به‌مقاومت ربط می‌دهید؟ چون به خوبی می‌دانند که همه این مشت و آپرکات‌های مقاومت و مجاهدین، بر دک و پوز و «جسم علیل» حضرتش می‌نشیند.

الغرض! تا آنجا که به‌عقل و جسم ناقص ولایت بر می‌گردد در این مورد مشخص آدرس را درست داده و می‌دهد.

نعمت فیروزی

تیرماه ۹۵

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *