تلویزیون رنگارنگ برنامه ۸۰-۲۰ قمست دوم افشاگری آقای صاحبی

 برنامه بیست – هشتاد یکی راز برنامه های جنجال بر انگیز بدلیل اینکه موافق و مخالف نقطه نظرهای گوناگونی را

صاحبی

بیان میکنند ولی آنجه که مسلم است ، این برنامه برخلاف  خیلی  برنامه ها که سر مردم راکلاه میگذارند ، نمونه اش یک برنامه است درصدا ی آمریکا . با شارلاتانی ژورنالیستی یک سری آرشیو های گذشته را  میآیند مرور میکنند با چهارتا آدمهای  پس مانده و عقب مانده که هنوز تو دوران کهنسالی هم ولی نمی کنند مصاحبه میکند و یک برنامه درست میکنند که بتوانند را گول بزنند که وای دیدی چه خبری شد، هیچ خبری نشد! این را من از موضع یک ژور نالیست میگویم قبل از اینکه هر کدام  اینها  ادعای ژورنالیستی داشته باشند حداقل سن و سابقه ما نشان میدهد .

من خودم تو این حرفه بودم و بسیاری از اینها پیش من کار می کردند. من بخواهم اسم ببرم راحت میتوانم اسم ۱۰نفر ادمهایی که الان برای  خودشون … نه اینکه کار  کردن مسئله داشته باشد مسئله کار کردن نیست مسئله این بازی که در میآورند و سر مردم را کلاه میگذارند  من را اذیت میکند برای این که ژورنالیست با شرف ، وطن پرست  و برای منافع مردم تلاش میکند من دست اش را هم می بوسم . یک روزنامه نگار با شرف ، وطن پرست به منافع مردم فکر کند توی این رسانه ها یی که الان به خونه های مردم میروند من باورم نمیشود که بتواند جایی داشته باشد ، یعنی آن سیستم ها اینها را نمی پذیرند.

حالا از موضوع بیرون نرویم بیست ـ- هشتاد امروز در واقع سه قسمت تشکیل شده قسمتی که میرویم دنباله برنامه هفته گذشته را  بینیم ، از افشاگریهای یکی دیگر از کسانی که در دام باند مافیای رژیم گرفتار شده اتفاقاتی که افتاده و عکس العمل هایی   که بوجود آمده  و درنهایت یک نگاهی یک از همین به اصطلاح ژورنالیستها یک نگاه عمومی یعنی این آدم اسم و چهره اش اینها مهم نیست این نگاه کسانی است که در واقع نقش بیست ـ هشتاد را   این سالها بازی کرده اند .  بیایم بپرسیم چه اتفاقی افتاده در صحنه سیاسی و بخصوص در ماه جولای ، بعد از ۹ جولای و گردهمایی مقاومت ایران در پاریس و حضور ترکی فیصل ورق برگشت یعنی رژیم و عواملش توی همین تلویزیونهای خارج از کشور صدای آمریکا و بی.بی سی و … ایران فردا و گوفت و زهرمار و اینها  سعی میکردند همیشه از کنار  چراغ خاموش بگذرند ولی  حضور ترکی فیصل بازی را بهم زد و رژیم انگار سیلی محکمی خورده باشد وادار شد به نشان دادن صحنه هایی  توی ایران که مردم تشنه دیدنش بودند و این قاف را داد رژیم  برای اینکه بگوید مثلاً  آقای ترکی فیصل از دهانش پریده و یک حرف دیگری هم  زده  خوب باید ترکی فیصل را نشون میداد  دیگر ، وقتی قراره ترکی فیصل را نشون بده مجبوره از یک پلن به پلن دیگر حداقل از دو تا سه تا پلن  یا فرم  نشون بده که برسد به حرفهای آقای ترکی فیصل  و آن انبوه عظیم جمعیت را اینها مجبور شدند به دفعات نشون بدهند و مردم در قحطی روزنه امید یک دفعه دیدند وای چه خبر بوده در رسانه های خارج از کشور رسانه مجبور بودند  بازی را یک ذره  بازتر کنند   یعنی مجبور بودند بازی یک ذره  بعنوان  گزارش کنند که این بازی از یک گوشه هایی این تظاهرات را نشون میداد. و این جا همین سوال پیش میآید که شما دوستان عزیز محترم  فلان فلان شده این چند سال گذاشته نمی دانستید  همچین اتفاقاتی افتاده با همین فرم این قسمتی که در واقع صحنه افکار عمومی را تغییراتی داد.

و  اما قبل از اینکه به این بپردازم من این توضیح را برای عزیزانی بدهم  چون آنهایی که در و اقع  میخواهند تخم لق توی دهان مردم بکارند بحث میکنند که آقا اینها میروند یکسری از این افرادی که همه شون قبلاً یک کاره ای بودند را جمع میکنند  من مطئمن هستم که اینها خودشان میدونند و حالا شما اینقدر احمق و بی شعورید و این را نمی دونید که اگر کسی سر کار باشد و بیاید در این گرد همایی شرکت کند یعنی اعلام جنگ کاری که آقای محمود عباس کرد کاری که نمایندگان مجلس مصر کردند یعنی قید تمام روابط را با جمهوری اسلامی زدند، به همین دلیل الان جمهوری اسلامی شلوار دران میگه که این محمود عباس از  اولش هم  مزدور آمریکا بوده و دست نشانده بوده و از این مزخرفاتی که همیشه میگوید … منظورم این است که اینها که باعنوان سابق میآیند یعنی همان طیف و نمایندگی  میکنند از سیاست کشورشون یعنی در واقع حرف همان حکومت است ، حالا من بحث ام این است که  همین دایناسور حکومتی محسن رضایی الان تمام عناوینش سابقه ، بره یک جایی صحبت کنه یعنی جدای از حکومت است  مسلماً نه ، بحثم این است که این اتفاقی که افتاد یعنی  ۷۰۰ چهره که همه دارای عناوین مختلف بودند که بخواهم بگویم بخشی ژنرالهای عالی رتبه ارتش آمریکا با سمت های بسیار مهم  هئیت بلند پایه مجلس مصر ، نماینده عالی رتبه  اپوزیسیون سوریه  بهرحال ۷۰۰ چهره   حضور داشتند  ۹۰ نفر سنخرانی کردند و درو اقع این عناوین سابق  بازی روی میز سیاست جهانی است که آشکار و نهان بازی میکند و وحشتی که ایجاد شد با سخنان آقای ترکی فیصل بعنوان یکی از اعضاء برجسته خانواده سلطنتی عربستان و وقتی ایشون یک چنین سخنرانی میکند مسلماً بدون اجازه که نمی آید و همینطوری بلند شود و بیاید ، پیک نیک که نیامده ، و عربستان در واقع نمایندگی میکنه از سوی بسیاری از حکومتهای منطقه ، هنوز جمهوری اسلامی  و این جک و جانورهاش  در خارج کشور توی این تلویزیونها گیج و گم بودند که ما چی سیاستی بالاخره ما باید اتخاذ کنیم یک دفعه ضربه مهلک تر و کاری تری خوردند که آقای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین رفت به پاریس  و با مریم رجوی دیدار کرد دیگه اوضاع رژیم از  آنجه بود برآشفته تر شد و این احساس خطر و اینکه احساس کردند نه بابا مثل اینکه یک بازیهای ست نکند سیاست جهانی  به جایی رسیده که تاریخ مصرف اینها گذشته

به همین دلیل اولین واکنش رسمی را  تو حرکات خامنه ایی می بینیم که یک دفعه تو صحنه سیاسی سر وکله اش پیدا  میشود و عصبانیت وحشت از نوع حرف زدنش کاملاً  مشخصه وپیداست که خیلی دردش  آمده و خیلی نگرانه بطوری که همه اش با تهدید صحبت میکند ، برای غرب خط و نشون میکشه برای شرق خط و نشون میکشه  برای عربهای خط و نشون میکشه ،برای  این ور خط و نشون میکشه و به این وسیله میخواد وحشت خودش را پشت این تهدید ها قائم کند  این محموع میرسد به اتاق قکر رژیم و حالا اتاق فکر رژیم باید در واقع  راهبری کند انطوری که الان خودشون درآ وردند ، این بحران را یک بخش اش طبق معمول  خورا ک و دستوری تهیه میکند برای خارج کشور یعنی رسانه ها  و ادمهای ریز  و درشتی که نقش سربازان مزدور حکومت  را  پیدا کرده اند  میدهد. و من امروز  در و اقع یه این  مرحله میخواستم برسم در بیست ـ هشتاد من  یک نمونه را برایتون  انتخاب کردم که نشون میدهد این خط بیست ـ هشتاد که در تمام این  رسانه ها دنبال میشود این نمونه اش می بینید که  در تلویزیون بی بی سی فارسی خبرنگاری به نام آقای مهرداد فرهمند که گویا نماینده بی بی سی است در قاهره دست به قلم میشود جالب است که ، من فقط سعی کردم از نوشته های خودش استفاده کنم و ببینیم که ایشون در وا قع که عقل کل شده آمده دیدار خانم رجوی با محمود عباس را انالیز کرده و واقع گزارش گونه نوشته، اولاً خیلی  جالبه که خبرنگاری که همه شان ادعا میکنند که حرفه ای اند   حتی اینقدر تو باغ  نبوده  یا بقول گفتنی حتی  به خودش زحمت نداده چون بعضی موقع سفارشی دیگه  فعلاً جنگ و بلواست بریم یک چیزی بگیم ، بریم یک چیزی بنویسیم ، نیرویشان را  بسیج میکنند تو سوراخ های مختلف که بیایند در  افشانی کنند .

ایشون برداشه نوشته  طبق روال هر ساله این تظاهرات در پاریس در ویلپند   انجام میشده  امسال هم فلان بوده ، اولاً اصلاً نمی دانسته که امسال در ویلپند نبوده در یک جای جدید بوده یعنی یک خبر نگار باید اینقدر آگاهی  روزانه داشته باشه که وقتی میخواهد یعنی اصلا الفبای خبرنگاری این است که وقتی  شما میخواهید گزارش بدهید چهارتا مسئله را حتماً باید درش در نظر بگیری حالا من زیاد فنی اش نمیخواهم بکنم، مکان ، تاریخ ، موضوع و حالا بهرحال منظورم این است که ایشون اصلاً محل را نمی دانسته ،نه اینکه محل را نمی دانسته ، میخواهم بگویم کسی که دست به قلم میشود  و میخواهد  گزارشی بده نمی دونه  اصلا ًاین داستان کجا اتفاق افتاده دیگر لزومی نداره مکانش را بگه. پس وقتی  مکانش را میکه انوقت یقه اش را ادم میگره که این  که تو نوشتی این قصه سر دراز دارد بهرحال ایشون در گزارشی که میخواهد  برای معمای دیدار بنویسد یعنی نه معمایی توشه حالا این جان دا لر مطبوعاتی  آمده این داستان را حلاجی کنه میگوید محتوی دیدار محمود عباس و مریم رجوی را که شنبه گذشته ۳۰ژوئیه انجام گرفت تنها منابع مجاهدین خلق مخابره کرده اند و هیچ یک از مسئولان فلسطینی توضیحی در باره  این دیدار نداده اند.

 خوب سوال این است که آقای خبرنگار اولاً دفتر  خود  عباس و شخص محمود عباس در جواب حکومت ایران رسماً اعلام کردند که ما با مجاهدین قبل از شما ها هم سنگر بودیم و دوست بودیم و توپیدند به جمهوری اسلامی که حرف زیادی  نزن و حفه شو و این بود ته اش ،پس   شما کجا رفتید پی گیری کردید که هیچ جا از منابع رسمی … تمام منابع رسانه های  عرب از جمله شرق الاوسط که ارزو ی  بسیاری از شما  ها له له میزنید که به شما ستونی ، چیزی بدهند صفحات بسیاریش را برای این مسئله گذاشتند پس آنها را چطور ندیدید و جالبه خیلی هم این سبک اینها  و تازگی ها میگم یک بیماری خبرنگاران زمان شاه این بیماری را دارند، منه میشه یعنی یک گزارشی چیزی میخواهند تهیه کنند اول خود منه است ، ا ین منم که  ا ینجا این منه خیلی استفاده داره که میگه که من برای توضیح این دیدار رفتم دفتر تشریفات محمود عباس زنگ زدم که دفتر محمود عباس در دسترس من قرار نگرفت ، !همچین میگه انگار یک رئیس جمهوریه که دفتر تشریفات محمود عباس مثلاً بقالی سر کوچه  است این منه پشت در مانده خیلی بهش بر خورده . بدتر از همه چی میگه ، میگه که دولت مردان و قانون گذاران غیر  ایرانی پس آن که دیداری با اعضاء یا سران سازمان مجاهدین خلق داشتند بیانیه از پیشینه ( یعنی میخواهد بگوید که اینهایی که رفتند آنجا  …خیلی جالب است ) بیانیه و چیزی را امضاء کردند اصلاً از پیشینه سازمان مجاهدین اطلاعی ندارند ، این شرم آور نیست یک نفر قلم بدست بگیره این مزخرفات را بنویسد. یا ادمی که بقول تو جز دولتمردانه جزء اعضاء  یک حکومتی است  یعنی نمی داند دارد  حمایت میکند از یک تشکیلاتی از یک سازمانی پیشینه سازمان را نمی داند ؟ حتماً شما فقط میدانید به سرکردگی نوری زاده ، خجالت بکشید اخر نون به چه قیمتی ؟  یا دوباره میگه که برای اینکه خاک بریز توی بازی خودش ، میگه  که افرادی از اعضای سابق  این سازمان به من  گفتند  (یعنی اعضاء سابق سازمان مجاهدین رفتند به ایشون که وکیل مدافع کجاست ) گفتند که پس از انقلاب در جنگ های داخلی شرکت کردند  و …تیر خوردند ، پاهاشون تیر خورده است از این حرفهایی که ، مثل نوری زاده  که میکه من با امیر کبیر دیدار کردم امیر کبیر گفت ای علیرضا ی عزیز من تاریخ را دیکه به تو میسپارم ، من رفتم  مزخرفات بی سر و ته سنگ مفت گنجشک مفت   !!! اعضاء سابق کیه اسم ببر تو خبر نگاری ،اگر راست میگی ، اگر اعضای سابق امثال این مزدوران در خارج کشور اینها که دیگر حدیث روشنه که  .

من در لبنان با افرادی گفتگو کردم که هنوز  در جنبش  فتح در لبنان  عضویت دارند و ا ز حضور خود در این عملیات گفتند ، یعنی زمانی که مجاهدین در یک درگیری و حملاتی با جمهوری اسلامی  در ایران داشتند از اعضاء سازمان فتح رفتند به مجاهدین کمک کنند و تیر خوردند و  هنوز جای گلوله را  به من نشان دادند. چقدر بعضی ها خنده دارند .

بهرحال  توضیح میده  میگه  جنبش  فتح بلکه به عنوان رئیس تشکیلات خود گردان فلسطینی که رفته با خانم مریم رجوی دیدار کرده (ببیند ترا خدا شما فقط ، اصلا من نمی دانم این قلم این گفته بیماره یا خودش را زده به کوچه علی چپ اصلا دنیا افکار و شعور مردم را ) که آقای محمود عباس یک چهره بین المللی  سیاسی  رئیس تشکیلات فلسطین تو رو در وایستی بلند شده رفته پاریس شاید نه با طیب خاطر با رو دروایستی و احتمالاً با ترغیب  و تشویق دیگران با مریم رجوی دیدار کرده است. اما ترغیب و فشار از طرف کی ؟ حالا رفتیم در قالب جنجالگی یعنی واسه خودش دوخت و برید شعورش را گذاشت زیر بغلش و پابرهنه دوید تو بازی.

بعد میآید میگوید اره نایب رئیس دوم  مجلس مصر که در گردهمایی مجاهدین سخنرانی هم کرده اما پس از آن با وجود پافشاری پی در پی من حاضر نشد به هیچ وجه سخنی در باب حضور  خودش و همکارانش در این گردهمایی بگوید

پس تو ادم جدیی نیستی ، یا ادم منزه ای نیستی چطور همین ادمهایی شما میگوید من میتوانم  نشریات  و رسانه های بسیاری بیاورم که با همه اینها  صحبت کرده .

حتی وقتی ازش  خواستم از حضورش در همایش مبارزه با تروریسم که همان زمان در پاریس هم انجام شده (داره از نایب رئیس  مجلس مصر میپرسد )  مقابل دوربین سخن بگوید گفت میدانم چه میخواهی از من بپرسی ولی جوابت را نمیدهم  قهر قهر تا روز قیامت ! پسر خاله اش بوده بازی کرده !  نایب رئیس مجلس مصر با ایشون چقدر  خودمونیه  ، معمولا  در دنیای  ژورنالیستی بعضی چهره ها هستند نسبت به بعضی خبرنگار ها حساسیت دارند چون میدانند  اینها آدمهای دروغگو اند یک ادم شارلاتانند ، ادمهایی هستند که خبر را به حاشیه  میکشونند خیلی جاها شده طرف میکوید با تو صحبت نمیکنم میزنه به دوربین اش حتی بعضی وقت ها آن خبرنگار را کتک میزنند چون میدونند آدم صادقی نیستند در بیان  خبر ، این شاید یکی از جوابهای به این شکل باشد.، حالا خوش بحال تو که همچین جوابی به تو داده .

باز هم میگه نماینده های دیگر  مصری شرکت کننده در گردهمایی مجاهدین خلق نیز یا در دسترس قرار نگرفتند یا حاضر نشدند سخنی بگویند و جالبه که یکی از انان یعنی نمایندگان ـ حتی نام مریم رجوی را هم بدرستی به خاطر نداشت ، که معلو م میشه این یارو روی  پول خوابا ندند  (نمایندگان نه اینکه پول ندارند رفتند بگردند نمی دانستند اصلاً به دعوت کی دارد میره نمی دانه که رئیس و یا مسئول این دعوتها کیست ، اما رفته اسم اش را هم نمیدانسته  حتماً یواشکی آمده به این گفته من رفتم اسم طرف را هم نمیدانستم ببینید وقاحت تا کجا، خیانت در امانت در ارائه خبر تا کجا، …از این شیرین زبانی ها میکند و بعد میگوید پاره ایی از ناظران معتقد بودند که امیر ترکی (منظورش ترکی فیصل است) هم اکنون هیچ سمتی در عربستان سعودی ندارد و با توجه به تنوع و مواضع سیاسی اعضای خانواده بزرگ و پر شمار عربستان سعودی حضور او در گردهمایی مجاهدین خلق  این که به مریم رجوی گفته فلان است  که نباید این را بپای حکومت عربستان نوشت : ادم شریف اگر  این حرف تو باشه پس خامنه ای و تمام اعضاء جمهوری  چرا اینقدر پاره میکنند شلوارشان رو   به  دولت عربستان فحش میدهند  اگر ربطی به دولت عربستان ندارد اصلاً میخواهی  کدام خواننده  یا مخاطب را گول بزنی اینطوری ؟

باز میگه که دو تا نشریه بین المللی   و  اصلی جهان عرب  الحیاط و الشرق الاوسط  صفحات زیادی را به این اختصاص داند و چنان و چنان کردند  و گردهمایی یک صد هزار نفره اعلام کردند و وقتی من رفتم گفتم چرا این را این قدر کنده اش کردید  گفتند آقا گنده است ،وقتی یک جا صد هزار نفر جمع میشوند اتقاق کوچکی نیست که ، این بنده خدانمی دانسته که مثلاً صد هزار نفر  رقم بزرگیه ! رفته از آنها پرسیده ! آن هم بهش جواب داده! عین سبک نوشته نوری زاده  این سبک نوشته نوری زاده هاست

سلمان دو سری … سردبیر روزنامه شرق الاوسط دلیل تصمیم او  چنین ارزش خبری قائل شدن  برای گردهمایی مجاهدین خلق  این بوده که آ ن را بزرگ ترین گردهمایی مخالفین حکومت ایران در خارج از کشور تا کنون دانسته و گرد آوردن جمعیت عظیم یک صد هزار نفره حاکی از آن است که سازمان مجاهدین خلق  را نباید یک سازمان عادی به حساب آورد. همچنین به من گفت (همه اش به من گفته ) دو تن از کارشناسان ایرانی در شرق الاوسط  به این آقای سلمان دو سری کمک کرده اند  بعد  این رفته پیگیری کرده این دو نفر کی اند ، یکی اش را فکر میکرده باید اقای امیر طاهری باشه ، و آقای امیر طاهری بهش گفته نه از دو تا یکی اش من نیستم و حالا پیدا کنید تخم مرغ فروش را سیب زمینی فروش را پرتقال فروش را .

تلویزیون العربیه  نیز که سرمایه گذار سعودی دارد هچنین الاشرق الاوسط و الحیاط نیز  به گردهمای مجاهدین پوشش گسترده دادند و شمار دیگری از رسانه های عربی نیز همسور با این رسانه ها پر مخاطب عمل کردند  تا که حتی گمانه های هماهنگی میانه رسانه ها را به ذهن میرسد. تا الان میگفت که این اصلاً منتشر نکرده ولی  اینجا  میگوید تمام رسانه  های جهان عرب از اون تاب ترین تا پایین ترین شان به این مسئله پرداختند  و این گمان زنی که   کند یکی آن پشت آمده اینها را به هم وصل کرده (جان دالر چه میکند ) .

اگر پوشش رسانه ایی احیاناً با هماهنگی صورت گرفته باشد  برنامه ریزی آن فراتر از جایگاه و امکانات امیر ترکی بن فیصل بنظر میرسد که سهمی در مالکیت و اداره و نقش در  سیاست گذاری این رسانه ها ندارد . همین تحلیل در مورد گمانه  ترغیب و تشویق و یا اعمال نفود برای انجام گرفتن برای دیدار میان مریم رجوی و محمود عباس ،

اینها حالا این جوری شد این بنده خدا حالا سکته مغزی میکند (این ژورنالیسته )دیگر هذیان میگوید  این آقای ترکی فیصل که نمی تواند و نقشی نداره اینها را همه را اینطوری برنامه ریزی کنه پس یک نیروی دیگری است این نیرو دیگر کیه عربستانه که نه ،  از عربستان بالاتر اینجوری که میگه  پس آمریکا ست ! که میآید هفت قانون گذار مصری را در این گرد همای بر میدارد میبرد ضد نقیض تا کجا سکته مغزی تا کجا ؟ قلم در گل نشسته تا  کجا ؟ آخه یکبار خودت همینها را بخوان ! یک غلط گیری بکن من که حالا  تند خواندم وسر پایی ، بالاخره  می گوید رژیم ایران  دائماً بتندی بر علیه عربستان سعودی سخن می گوید  خو ب اگر  ترکی فیصل چهره رسمی نیست یک حرفی زده  و این سیاست دولت عربستان نیست ، نوشته خودت را دارم میگویم  ته اش که برعکس مینویسی میگی که دولت ایران بتندی علیه عربستان سعودی سخن میگوید یعنی بتندی به عربستان سعودی حمله میکند بخاط حرفهای ایشون ، طبیعی بنظر میرسد که عربستان سعودی که توان مالی و نغوذ سیاسی بسیار بیشتری  از ایران دارد  روی گروههای مخالف نظام حاکم ایران   سرمایه گذاری کند اما  سوال این است که سیاست گذاران سعودی با چه طرحی و شناختی از سازمان مجاهدین خلق به اندیشه حمایت از  آن افتاده اند  آقای سیاست مدار کل  شما بفرمایید، این ور دارید میگوید که  نوشته خودته عربستان سعودی توان مالی و نفوذ سیاسی بیشتری از جمهوری اسلامی دارد پس تفکر سیاسی قوی تری دارد این تفکر سیاسی قوی که متیوانه توازنه سیاسی را جهان در آن منطقه را مشخص کنه اندازه تو نمی فهمه

اندازه تو نمی فهمه؟

به قسمت دوم افشاگری آقای محمد صاحبی میرسیم هفته گذشته قسمتی اش را دیدم

من فکر میکنم که تلویزیون رنگارنگ  الان در موقعیتی هست که این اعتمادملی را جلب کنه همینطور مثل آقای محمد صاحبی و کسانی که در این دام  شوم نظام جمهوری اسلامی افتادند  بیایند و افشاگری کنند این افشاگری در همه زمینه هست از  برجسته ترین ویژگی های تلویزیون رنگارنگ از روز اول بوده  که سال گذشته  دو تا ویژگی خاص داشت افشاگری و روشنگری  شما حتی اگر برگردید به سال ۲۰۰۴ یا حتی ۹۸ من  سخنرانیهایی که جاهای مختلف داشتم اصلاً اسمش پرده ها فرو می افتد ،افشاگری و روشنگری یعنی منظورم این است که این چند ادمی که ما داریم  خاص نیست  چون من اعتقاد دارم من هنوز اعتقاد دارم وقتی مبارزه ایی را میخواهیم در مسیر  درستی هدایتش کنیم این باید برای آن مخاطبی که  میخواهد  همراه  این مبارزه باشه تر و تمیزشه چهره های تقلبی را از تویش بیاوری بیرون  اگر نتواند از پس همین دور و بر خودش بر بیاد  مسلماً نمی شه انتظار داشت از پس  آن کنده هم بر بیاد  پس این تلاشی که من همیشه کردم این دور و بریها  تو این سی سال گذشته گوششان را بگیرم و کله شان را بر میز رسوایی بزنم  با تمام مشکلاتی که برایم ایجاد کرده برای همینه ، من میتوانستم  همین کار رابکنم  با مستقیم با رژیم با این آدمهای دور و بر کاری نداشته باشم شرایط زندگی ام از اینی که هستم صد هزار مرتبه بهتر بود ولی ما هر روز میایم فکر نکنید ا ز چیزی میترسم میخواهم شما در جریان قرار بگیرید.  وقتی  شما اسم یک ادمهای جک وجونوری را می بینید  که مار خورده اند و افعی شده اند این ها  بیکار نمی نشیند که من اسم شان را میآرم عکس شان را میآرم سابقه شان را میارم ، پرونده شان را میآ رم ، یکی اگر این کار را با من بکند بخدا به دادگاه میکشمش  پدر پدر سوخته اش را درمیآوردم ولی یا  اینکه  خفه خون میگیرند میدونند که من دروغ نمی گویم . ولی  تاوانش را میدهم میروند پرونده سازی میکنند شایعه سازی میکنند پرونده سازی میکنند  هزار جور کار کثافت  دیگر  را هم میکنند ولی بحث من این است که باید این تلاش ها باشد و باید هر چه بیشتر این چهره ها را به مردم شناسناند الان شما به خارج کشور نگاه  کنید  و تمام کسانی که بهر حال  بخواهند یا نخواهند سر نخ ها دست شان گرفته اند ادمهایی هستند که پرونده شان خونین است ، میگند آقای محسن سازگار گفته  آقا من غلط کردم سپاه را ساختم ، غلط کردی سپاه را ساختی؟ اگر تو  یک سر سوزن وجودت یک سر سوزن حقیقته که نیست یا در یک دادگاه  در یک مناظره رو در روی پرونده ات بگذارند، ورق به ورق بکنند  آنجا صحبت کن ، تو کشدارش بودی یا نبودی ؟ شما ممکنه بگید من تیر نزدم اونش  را هم نمیدانم که شاید زدی ولی حتی هم نزده باشید به غیر مستقیم در تمام جنایات رژیم آن زمانی که بودید شرکت داشتید.

شما جزء دونه درشت های تصمیم گیری  های حکومت بودید  این همه ادم دور و برتون می گشتند جوانهای مردم منظورم این است که باید باید و باید  ما بتوانیم امکاناتی داشته باشیم که برویم خونه های مردم  و بیشتر و بیشتر این چهره های تقلبی را به مردم بشناسانیم . بهرحال  

قسمت دیگری از برنامه آقای محمد صاحبی را می بینیم من باز هم از ایشون از بابت این همکاری تشکر میکنم .

آقای محمدصاحبی در قسمت اول افشاگریهای خود به نقش وزارت اطلاعات درتیف و نحوه به استخدام در آوردن نفرات ازطریق وعده و وعید و …..را توضیح دادند.

ایشان در ادامه افشاگری خود امروز به  افشای سرپل های وزارت ا طلاعات در ترکیه و اربیل عراق می پردازد:

آقای صاحبی مینویسند:

«در دسامبر ۲۰۰۷ من به همراه ۴ نفر دیگر به ترکیه رفتیم. من به همراه ۲ نفر دیگر جهت رفتن به کشور یونان

محمد صاحبی صفحه ۳

اقدام کردیم که متأسفانه در شهر ادرنه ترکیه دستگیر شدیم و به بازداشتگاه منتقل شدیم. در همان بازداشتگاه یک روز صبح حدود ساعت ۱۰ یک نفر به نام اسماعیلی یا اسماعیل زاده به ما تلفن کرد و خودش را از بچه های وزارت اطلاعات معرفی کرد و گفت که می دانیم که شما ۳ نفر آنجا هستید . شما با ما همکاری کنید و من مسئله شما را حل میکنم و کاری میکنم که شما آزاد شوید و بروید استانبول پیش بچه های خودمان و مسئله شما را تا اروپا حل میکنیم که من قبول نکردم . او همچنین گفت که اگر قبول نکنید شما را به اربیل عراق بر میگردانند و یک شماره تلفن به ما داد و گفت شخصی به نام امامی آنجاست،  رفتید با او تماس بگیرید و او مسئله شما را حل میکند. حدود  ۴۵ روز بعد ما به عراق دیپورت شدیم.

خانه اربیل در عراق

بعد از اینکه به عراق دیپورت شدیم ما را به خانه ای در شهر اربیل بردند. این خانه در محله ای به نام برایتی

مسعود خدابنده ۳۳

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *