پردیسیان زمینی، زیبنده های انقلاب و آزادی- قسمت دوم- مجاهد شهید محمدرضا صالحیار

مجاهد شهید محمدرضا صالحیار

یادی از مجاهد شهید محمدرضا صالحیار از شهیدان سرفراز عملیات چلچراغ

محمدرضا(رضا) در بهمن۱۳۴۴در تهران متولد شد. او همیشه شاخص مهر و محبت، گذشت، مایه گذاری، فروتنی، استواری در برابر سختیها، سخت کوشی و صلابت و مایه پشتگرمی و کمک کار همه اطرافیانش بود. به دلیل هوش زیادی که وی داشت، مدیر مدرسه می گفت باید به مدرسه کودکان استثنایی برود.

محمدرضا قبل از رسیدن به جمع یارانش یعنی در دورانی که فقط از طریق رادیو مجاهد وصل بود، روحیه و ویژگیهای بسیار بارز انقلابی داشت. در انجام کارهایش خیلی دقیق و منظم بود و همواره تمرکزش را روی خودسازی و کسب ارزشهای انقلابی که آن موقع از طریق رادیو مجاهد منتشر میشد، میگذاشت و به رغم پارازیت شدید روی امواج رادیو مجاهد نهایت تلاشش را برای شنیدن آن میکرد.

یکبار رضا به همراه یکی از دوستانش با جسارت بسیار، به عکس بسیار بزرگی از خمینی دجال که در تقاطع بزرگراه خیابان مصدق کشیده بودند، رنگ و تخم مرغ زیادی پاشیدند که عکس بکلی خراب شد. آنها توانستند به محض رسیدن پاسدارها به محل، از صحنه خارج شوند.

وی شاخص مرزبندی بین خلق و ضدخلق بود و در این رابطه دارای رادیکالیسم انقلابی بالایی بود. در یک نمونه، یکی از اقوامش که هم سن و سال او و از بچگی با او همبازی بود، بعد از انقلاب طرفدار خمینی شده بود. وقتی او بدلیل اعتقاد به خمینی به جبهه جنگ ضدمیهنی رفت و در آنجا کشته شد، رضا حاضر نشد در مراسم درگذشت او شرکت کند و میگفت، من در مراسم کسی که برای خمینی کشته شده شرکت نمی کنم.

وقتی خانواده وی تصمیم به خروج از ایران گرفتند، برای کمک مالی به سازمان مجاهدین، خانه واموالشان را به فروش رساندند. مسئولیت این کار یعنی فروش خانه و اموال را رضای جوان در حالی که یک کار طاقت فرسا بود، بر عهده گرفت. او برای اینکه حتی یک ریال از این پول از دست نرود تمام وسایل خانه از کوچک تا بزرگ را با زحمت و انرژیگذاری زیاد به فروش رسانده و پول آن را برای مجاهدین فرستاد.

رضای قهرمان در اواخر سال۶۶ وارد اشرف شد. هنگام پیوستن به مجاهدین دانشجوی رشته مهندسی مکانیک بود که تحصیل را رها کرد تا به جمع یاران و راهی که به آن اعتقاد داشت، بپیوندد.

وقتی وارد مناسبات و ارتش آزادیبخش شد انگار گمشده سالیان خودش را یافته و خیلی شکوفا شد.

از برجسته ترین ویژگیهای رضا در مناسبات بیرنگی و بدهکاری مطلق بود. در کارهای روزانه مثل کار جمعی (۱)، تنظیف سلاح و آموزش با علاقه بسیار وارد شده و همواره در مناسبات احساس یگانگی و سرشاری و زندگی می کرد.

او خیلی زود در تشکیلات حل شد هرچند عمر تشکیلاتیاش خیلی کوتاه بود و در عملیات چلچراغ به شهادت رسید، اما تاثیر مناسبات انقلابی او بر روی همرزمانش همیشه زبانزد آنها بود.

مجاهد شهید محمدرضا صالحیار

وی چند ماه قبل از شهادتش، هنگامی که به همران سایر اعضای خانواده برای دیدن مادرش رفته بود، موقع خداحافظی با مادر ناگهان مکثی کرد و رو به مادر ایستاد و گفت: ”مامان اگر اتفاقی برای من افتاد غصه نخور، مبارزه است دیگر” و از در خارج شد. گویی به او الهام شده بود که به زودی پرخواهد کشید.

یکی از ویژگیهای چشمگیر رضا، عشقش به برادر مسعود بود. در نوشتههایی که از این مجاهد قهرمان به جا مانده است، وی جابجا از ویژگیهای انقلابی برادر مسعود، از سختی بار مسئولیتی که برعهده گرفته است، از جفاکاری کسانی که به او پشت میکنند و احساسات عمیق انقلابیاش در مرزبندی با دشمن، نوشته است.

شهادت و محل دفن

خودروی حامل رضا و تنی چند از همرزمانش در عملیات چلچراغ در ۳۰خرداد۱۳۶۷ مورد اصابت موشک قرار گرفت و آنها به شهادت رسیدند.

پیکر مجاهد قهرمان محمدرضا صالحیار در جوار مرقد امام حسین(ع) در کربلا به خاک سپرده شد.

مزار شهید محمدرضا صالحیار در کربلا

هنگام خاکسپاری پیکر رضا در وادی السلام کربلا مادر و دیگر اعضای خانواده و دوستانش شرکت داشتند.

مجاهد شهید رضا پورآگل(۲) که در زمان شهادت محمدرضا فرمانده او بود، از شهادت او و یاران شهیدش بسیار به هم ریخته بود. او در همان حال به نزد مادر آمده و گفت: ”مادر غصه نخور. انتقامش را میگیریم و راهش را ادامه خواهیم داد”

رضا خیلی پرشور و از طرفی خیلی صبور بود. به رغم اینکه میتوانست زندگی مرفهی داشته باشد اما تصمیم گرفت همه چیزش را فدیه مردمی که به آنها عشق میورزید و آرمان آزادی بکند و نهایتاً هم با سر بلندی در چنین راهی به شهادت رسید.

نام او در کنار دیگر قهرمانان تاریخ آزادی ایران تا به ابد جاودانه خواهد ماند.

درود بر او روزی که زاده شد. روزی که برای آزادی مردم سلاح مجاهدت بر کف گرفت. روزی که خون پاکش را فدیه آزادی ایران کرد و روزی که دیگر بار برخواهد خاست.

لازم به ذکر است که علاوه بر رضا، خواهرش مجاهد شهید زیبنده(زیبا) صالحیار نیز در عملیات کبیر فروغ جاویدان به شهادت رسیده است.

پاورقی:

(۱)- اصطلاح کار جمعی در مناسبات مجاهدین: یعنی انجام کارهای عمومی و خدماتی مثل نظافت اماکن مختلف- باغبانی- انتقال اجناس و … که در زندگی جمعی ضروری است و همه نفرات در آن با برنامه ریزی از قبل شرکت میکنند. این سنتی است که از دوران شاه تا کنون در بین مجاهدین در همه جا ساری و جاری است.

(۲)- رضا پورآگل: مجاهد شهید رضا پورآگل از فرماندهان ارتش آزادیبخش بود که در عملیات کبیر فروغ جاویدان در حالی که فرمانده یکی از محورهای عملیاتی بود به شهادت رسید.

پایان

لینک به قسمت اول- پردیسیان زمینی، زیبنده های انقلاب و آزادی

 

سایت ایران آزادفردا

لوگو مقالات سایت ایران آزادفردا هواداران مجاهدین در آلبانی

You may also like...