جعل خبر و صنعت دروغ تحت عنوان کتاب

جعل خبر  و تحریف تاریخ یا ”جنگ روایت؟!”–قسمت چهارم
صنعت جعل و دروغ تحت عنوان کتاب

جعل خبر – در قسمت قبلی این سلسله مقالات به بخش کوچکی از حجم عظیم تبلیغات دیوانه‌وار رژیم دجال آخوندی برای ”روایت” وارونه و موردنظر ولایت‌فقیه و شیطان سازی علیه مجاهدین و مقاومت ایران، به عنوان مقدمه اعدام و ترور و به‌مثابه تنها راه برون‌رفت رژیم از بحران سرنگونی پرداختیم و منابع مالی و ارگان‌های دست‌اندرکار فیلم‌ها و مستندهای جعلی علیه مجاهدین را افشا و محتوای پوشالی آن‌ها را برملا کردیم. حال به این سؤال می‌رسیم که آیا آخوندها برای تحریف تاریخچه مجاهدین و مقاومت ایران فقط به تولید فیلم و مستند و سریال‌های سفارشی بسنده کرده‌اند یا روش‌های دیگری هم در این بقول خودشان ”جنگ روایت” علیه سازمان بکار گرفته‌اند؟ چه روش دیگری؟
چند اعتراف قابل تأمل:
محمدحسن روزی‌طلب معاون مرکز اسناد اسلامی:

– «مهم‌ترین گروه ضدانقلابی که با جمهوری اسلامی درگیر شد و ضربات سنگینی را به نظام و مردم وارد کرد و منشاً بسیاری از تحولات بود سازمان مجاهدین خلق بود…». (تلویزیون شبکه چهار رژیم – ۷ تیر ۹۸)

موگویی کارگردان مستند سفارشی بنام نفوذی:

– «مجاهدین بله سازمان بزرگ است سازمان بزرگ‌ترین هیچ گروه و دسته و حزبی و سرویس حتی جاسوسی به‌اندازه سازمان به جمهوری اسلامی لطمه نزده است هنوز که هنوز است تو پرونده‌ها، بزرگی به معنای توانمندی سازمان بالاست» (تلویزیون حکومتی شبکه مستند –– ۵ شهریور ۹۸)

محمدحسن روزی‌طلب:

– «ما در حال یک جنگ روایت هستیم امروز جنگ روایت داریم با سازمان و من فکر می‌کنم که روایت کردن تاریخ سازمان و عملکرد سازمان [یعنی تحریف و دروغ] در این جنگ خیلی مهم است». (تلویزیون شبکه چهار رژیم – ۷ تیر ۹۸)

نشریه رمز عبور- سال سوم شماره ۲۱، تیر و مرداد ۹۵:‌

– «تحولی که در دستگاه امنیتی ما درباره التقاط رخ داد این بود که در سال ۷۰ یک تجدیدنظر اساسی در روش‌ها و راه‌کارهای مبارزه با (مجاهدین) داشتیم. ما به این نتیجه رسیده بودیم که راه‌کار سازمان در انجام عملیات و ضربه زدن نظامی نیست. مگر اینکه سراغ عملیات روانی بروید که عمدتاً باید روی جداشده‌ها متمرکز شود.»

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
اعتراف به جعل خبر و دروغ سازی توسط وزارت اطلاعات آخوندها علیه مقاومت ایران با بکارگیری مأمورانش

جعل خبر – نشر جعل و دروغ تحت عنوان کتاب:

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
دروغ پراکنی تحت عنوان انتشار کتاب یکی از ترفندهای وزارت کثیف اطلاعات آخوندها

یکی دیگر از روش‌های ناشی از «تجدیدنظر اساسی در روش‌ها و راه‌کارهای مبارزه با (مجاهدین)» که بقول نشریه رمز عبور محصول «تحولی در دستگاه امنیتی» درباره مجاهدین است؛ تولید ۵۲۶ جلد کتاب و هزاران جزوه و مقاله است که نه درباره تاریخ چند هزارساله میهنمان، بلکه فقط جعلیاتی است که در باره تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران، توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و جنگ روانی آخوندها با بسیج گسترده‌یی درصدها هزار ساعت نوشته‌شده است. این کتاب‌ها و جزوات شامل ده‌ها هزار صفحه است که یک قلم ۲۲۲۸ صفحه آن مربوط به یک کتاب سه‌جلدی بنام ”سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام” می‌باشد. در نمونه‌ای دیگر ده هزار ساعت فقط صرف نگارش یک کتاب بنام «از قراویز تا مرصاد» شده است.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
انتشار هزاران صفحه جعلیات تحت عنوان کتاب برای مقابله و از میدان به درکردن تنها نیروی هماورد نظام

جالب این است که تنها یکی از این کتاب‌ها تحت عنوان «سازمان مجاهدین خلق؛ از پیدایی تا فرجام» به ادعای ناشرش که یک ارگان امنیتی آخوندی است، حاصل تحقیقاتی با «بیش از ۱۲ هزار فیش تخصصی و مطالعه بالغ بر ۱۲۰۰ کتاب و ۴ هزار برگ سند و چهار پژوهش مستقل میدانی با استفاده از تکنیک پرسشنامه و مصاحبه است»؛ که البته کمتر کسی است که نداند منظور از «تکنیک پرسشنامه و مصاحبه» چیزی جز اعترافات زیر شکنجه و مصاحبه‌های دیکته شده وزارت اطلاعات نیست.
این اعتراف تلویزیون شبکه خبر رژیم نیز به خوبی ابعاد گسترده «پژوهش» به اصطلاح «پژوهشگران موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» در صنعت تولید کتاب برای روایت جعلی علیه مجاهدین را نشان می‌دهد:

«کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ۱۳۸۴-۱۳۴۴ که به کوشش جمعی از پژوهشگران موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی تدوین‌شده، اثری است جامع که با روش‌های علمی با ۵۵۰۰ نفر ساعت جلسه، طی هشت سال پژوهش در سه جلد تدوین و منتشرشده است». (تلویزیون شبکه خبر رژیم)

علاوه بر کتاب‌های فوق، هزاران به‌اصطلاح مقاله و مصاحبه و مطلب دیگر را هم باید به این مجموعه افزود. البته ابعاد این جنگ روایت به آنچه که ملاحظه شد ختم نمی‌شود و در این راستا انبوهی کتاب دیگر در دست تولید است که اعتراف محمدحسن روزی‌طلب، از بازجویان وزارت اطلاعات بیانگر ابعاد آن می‌باشد:

«با توجه به فعالیت‌هایمان در مرکز اسناد، حدود چهل عنوان پروژه تحقیقاتی در دست کارداریم که این ۴۰ عنوان هر کدام می‌تواند یک کتاب یا فیلم و امثالهم باشد». (روزنامه حکومتی مشرق نیوز – ۱۸ اردیبهشت ۹۸)

هدف از جعل خبر و انتشار دروغ تحت عنوان کتاب چیست؟

به‌راستی این ابعاد جعل و دروغ و ارقام نجومی از انتشار دروغ و دغل و صفحه پر کردن علیه مجاهدین، با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ برای ساختن یک چهره شیطانی از مجاهدین. این بسیج خارق‌العاده بیانگر چه نیازی است؟
محمدحسن روزی‌طلب از بازجویان وزارت اطلاعات در پاسخ به این سؤال که ”شما تاکنون در سه کتاب صخره سخت، رعد در آسمان بی ابر و استراتژی و دیگر هیچ، به‌طور ویژه به مبارزات امنیتی در دوران جمهوری اسلامی پرداخته‌اید. آیا این سه کتاب طی یک مسیر مهندسی شده از قبل منتشرشده‌اند؟ ” اعتراف کرد:

«دلیلش این است که مبارزه با سازمان [مجاهدین] بخش عمده‌ای از توان اطلاعاتی و سیاسی کشور را درگیر خودش کرده است». (مشرق نیوز– ۱۸ اردیبهشت ۹۸)

پیام اصلی این حجم عظیم انتشار کتاب، وحشت شدیدی است که آخوندها از مجاهدین و مقاومت ایران دارند. این بخشی از دستگاه سرکوب عمومی جاری در جامعه است و این بسیج دیوانه‌وار را باید در کادر جنگ اصلی مقاومت با رژیم آخوندی دانست. رژیم در مقابل اقبال گسترده و فزاینده به مجاهدین و ایدئولوژی و فرهنگ مجاهدین، چارهیی جز این ندارد و باید که در تمام زمینه‌ها یا به قتل‌عام آن‌ها اقدام کند، یا با این جنگ روانی و شیطان سازی، برای اعدام‌ها و اقدامات تروریستی زمینه سازی کند.
واقعیت این است که هرچه موقعیت مجاهدین و مقاومت ایران به لحاظ اجتماعی و سیاسی و بین‌المللی اعتلا و اوج بیشتری می‌یابد، نیاز رژیم به این بسیج و انرژی گذاری برای زمینه سازی اقدامات جنایتکارانه بیشتر می‌شود.
یکی از ۵۲۶ به اصطلاح کتاب منتشره علیه مجاهدین کتابی است به نام «سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام» که در سال ۱۳۸۵ با هیاهوی بسیار به بازار مکاره رژیم موسوم به نمایشگاه کتاب آمد و چندین بار حتی در سال‌های بعد برای آن جشن رونمایی گرفتند و در سال ۱۳۸۹ در یک مجلد آن را منتشر کردند.
ناشر کتاب موسوم به «سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام» که سه جلد، شامل ۲۲۲۸ صفحه است، با انتشار این کتاب، با اختصاص چنین هزینه و وقت هنگفت،‌ ناخواسته بر استقبال اجتماعی از مجاهدین اذعان کرده است و در پیشگفتاری که برای این کتاب نوشته به صراحت اعتراف می‌کند:

«این سازمان به دلایل متنوع و مختلفی از دهه پنجاه شمسی به بعد در بین گروه‌ها و احزاب ایران یکی از مطرح‌ترین و فعال‌ترین گروه‌ها محسوب شده است که افکار عمومی نسبت به آن توجه و حساسیت خاصی نشان می‌دهد… افزایش علاقه‌مندی و اشتیاق نسل جوان و نخبگان کشور به آگاهی‌های دقیق و عمیق‌تر از رویدادهای تاریخ معاصر ایران یکی از آثار این تغییرات و تحولات در سپهر فرهنگی این مرز و بوم بوده است… چرایی و انگیزه‌های انجام این پژوهش بر مبنای چنین بازتابی از اهمیت موضوع و نیاز مخاطبان در شرایط کنونی شکل‌گرفته است».

جعل خبر بازتاب اعتراف ناخواسته به موقعیت اجتماعی مجاهدین:

حال خوب است به چند نمونه دیگر از اعترافات سردمداران رژیم توجه کنیم که بیانگر نیاز مفرط آخوندها به جعلیات و سندسازی علیه مجاهدین تحت عنوان کتاب است:
رضا حسینی مشاور قرارگاه جنگ نرم ستاد نیروهای مسلح تحت امر رژیم با اشاره به اینکه ۹۰ درصد اعتصابات و فراخوان‌های فعلی کار ضدانقلاب است؛ گفت:

«۴۰ سال از انقلاب شکوهمند اسلامی گذشته و نخستین دهه‌ای که بعد از انقلاب با آن مواجه شدیم دهه ۶۰ است… نسل‌های جدید دیگر شنیده‌هایی از دهه ۶۰ و آشنایی با این دهه حساس کشورمان نخواهند داشت… همه این موارد موجب شده یک هجمه بسیار شدید و خطرناک علیه کشور شکل گیرد که اگر ساماندهی نشود، به مراتب خطرناک‌تر است… مجاهدین خلق یکی از گروهک‌های مطرح ایام دهه ۶۰ به شمار می‌رود… باید ببینیم در دهه ۶۰ چه کردند که با خلأهای موجود دوباره سر برآوردند، مظلوم‌نمایی می‌کنند و ازقضا در برخی حوزه‌ها دارند پیش‌قراول و پرچم‌دار نیز می‌شوند، [مجاهدین] که بعضاً در همین کشور اعلام می‌شد، این‌ها مرده‌اند و دیگر نامی از آنان نیاورید!… اکنون نیز در دانشگاه‌ها به ویژه در مراکز استانی، به دلیل حجم زیاد دانشجویان غیربومی از اقصی نقاط کشور نفوذ دارند. از همین روست که گاهی سخنانی در فضای دانشگاهی می‌شنویم که سخنان [مجاهدین] است… فضای مجازی پرشده است از حرکات [مجاهدین] بطوریکه که تنها با ۱۰ دقیقه جست‌جو ۳۰ کانال [مجاهدین] پیدا کردم. (خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس – ۱۰ مرداد ۹۸)

درهم شکستن دستگاه دروغ‌پراکنی و شیطان سازی:

ابعاد مطالب و انتشارات رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران به حدّی گسترده است که گاه سرکردگان و سانسورچی‌های رژیم فرصت حذف یا حتی فهم موارد و فاکتها و نمونه‌ها و مطالبی را که اذعان آشکار به حقانیت و پاک‌بازی مجاهدین مقاومت است، ندارند. ازاین‌رو بسیاری نکات از دست آن‌ها درمی رود و دستگاه دروغ‌پراکنی و شیطان‌سازی و لجن‌پراکنی را ناخواسته در هم می‌شکند یا مخدوش و متناقض می‌کند. به عنوان نمونه می‌توان کتاب وزارت اطلاعات به نام «استراتژی و دیگر هیچ» را مثال زد که «چاپ یکم» آن در بهار ۱۳۹۸ صورت گرفته است. راوی مطالب این کتاب که یکی از دژخیمان وزارت اطلاعات است در مقدمه، چنین معرفی می‌شود:

«ناصر رضوی، از مسئولان اطلاعاتی ـ امنیتی در نهادهای عمده کشور (اعمّ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی) بوده است که بیش از سی سال عمر خدمتی خویش را صرفاً در حوزهٔ التقاط و به‌طور اخصّ در مبارزه با سازمان مجاهدین خلق طی کرده است».

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
بالاترین جلادان و شکنجه گران وزارت اطلاعات آخوندها گرداننده جریان انتشار کتابهای دروغ در مورد مجاهدین هستند

در کتاب «استراتژی و دیگر هیچ» که بر اساس گفتگوهایی که سه سال و نیم پیش صورت گرفته، تألیف شده، صفحات متعدّد و سطور زیادی سیاه شده‌اند که روزی‌طلب به عنوان گرداننده این گفتگوها می‌گوید:

«به دلیل ملاحظاتی از طرف ویراستار حذف گردیده است».

با این‌همه چند اعتراف روشنگر که در لابلای انبوه اکاذیب و شیطان سازی‌ها و جعل خبر فرصت حذف یا وارونه کردن آن فراهم نشده است، از این قرارند:

ـ مجاهدین «این بذر را در میان توده‌ها کاشتند که نمایندهٔ واقعی اسلام یا نمایندهٔ اسلام واقعی کیست: سازمان است یا امام خمینی؟! و هنوز هم بر سر این موضوع دعوا دارند. شاید باور این امر مشکل باشد، ولی بدنیست بدانیدکه سازمان، همین الآن هم روی مسائل مذهبی بیشتر تکیه و تأکید می‌کند… برای آن است که در میان مردم و به خصوص توده‌های هوادار خود، این تردید و تشکیک را دامن بزند که نمایندهٔ واقعی اسلام فقط سازمان است و بس».
– «نشریه”مجاهد” پانصد هزار نسخه فروش می‌رفت. هیچ نشریه یی تیراژ “مجاهد” را نداشت. سازمان پانصد هزار نیرو داشت و همان تعداد نشریه را می‌خریدند. شما در این‌طرف، دو میلیون نیرو داشتید که پنجاه هزارتا نشریه هم نمی‌خریدند؛ ده هزار نفرشان هم نشریه نمی‌خریدند».
ـ «[مجاهدین] از نظر اجتماعی وزن محسوب نمی‌شدند، ولی به لحاظ سیاسی و روابط و مناسبات و ظرفیت‌ها و هر آنچه تصوّر کنید، ثقل و وزن حیرت‌انگیزی داشتند».
– «جثه سازمان بزرگ بود، چون سی هزار نفر مسلح داشت».
– «اگر سازمان کرمانشاه را می‌گرفت، کار مشکل می‌شد… واقعیت این است که خیلی از مسئولان [رژیم]، پاسپورت‌های خود را آماده کرده بودند که فرار کنند. این یک واقعیت بود».
-«ما پیرمردها دقیقاً به این مسئله که چه شد آقای منتظری جدا شد، اِشراف داریم. نظریات خودش دخیل بود و من در آن تردید ندارم، ولی بخشی از آن مرهون فعالیت سازمان است. ما در جنگ نهایتاً قطعنامه را پذیرفتیم. شاید قطعنامه به دلایلی پذیرفته می‌شد، ولی سازمان ازجمله کاتالیزورهایی بود که در تصمیم ما نقش داشت و به آن سرعت بخشید. چون سازمان عملیات می‌کرد، سازمان اطلاعات می‌داد، سازمان اُبّهت ما را در جبهه‌ها…شکست».
علت افزایش تلاش‌های اطلاعات آخوندی در زمینه صنعت کتابسازی علیه مجاهدین این است که رژیم عمیقاً با این واقعیت درگیر است که بهرغم کشتار و قتل‌عام و نسل‌کشی مکرر و مستمر مجاهدین، اقبال جوانان به مجاهدین مداوماً رو به گسترش است. کما این‌که منتظری هم گفته بود مجاهدین یک سنخ تفکر هستند که با کشتن از بین نمی‌روند بلکه بیشتر ترویج می‌شوند؛ بنابراین استراتژی سرکوب و تروریسم رژیم، او را مجبور به توجیهات هرچه بیشتر و گسترده‌تر کرده است.
در قسمتی از کتاب «صخره سخت»، از انتشارات وزارت اطلاعات علیه مجاهدین آمده است: «قدرت تشکیلاتی و نظامی سازمان مجاهدین خلق سبب شده بود تا بزرگان انقلاب اسلامی مانند آیت‌الله شهید مطهری به فکر ایجاد سازمانی برای مقابله با این گروه باشند؛ به عبارت دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از اجتماع ۷ گروه مسلح نسبتاً کوچک که مخالف سازمان مجاهدین خلق بودند و به رهبری … خمینی اعتقاد داشتند، شکل گرفت … مسعود رجوی و اطرافیانش که به تازگی از زندان آزادشده بودند… توانستند بدون رقیب عنوان سازمان را برای خود برگزینند… سران سازمان خود را السابقون السابقون مبارزه علیه رژیم پهلوی می‌خواندند… اسناد موجود بیان‌گر این است که این سازمان بیشتر جذب نیروهای خود را از بین دانش آموزان و جوانان برگزیده است».

صادق تهرانی نویسنده کتاب «از مجاهدین خلق تا منافقین» نیز این‌گونه اعتراف می‌کند:

«این سازمان به دلایل مختلفی از دهه ۵۰ شمسی به بعد، در بین گروه‌ها و احزاب، یکی از مطرح‌ترین گروه‌ها محسوب شده است که افکار عمومی چه در سطح نخبگان و چه عموم مردم، در مقاطع مختلف نسبت به آن توجه و حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهد. (قربانیان ترور – ۶ شهریور ۸۹)

مأمور اطلاعات یا نویسنده و محقق؟

این تنها مقامات و مهره‌های ریزودرشت اطلاعاتی رژیم نیستند که تحت عنوان نویسنده و محقق در پیشبرد «جنگ روایت» علیه مجاهدین نقش دارن بلکه رژیم، پادوها و مأموران دوره‌گرد اطلاعاتش از قبیل جواد فیروزمند، ابراهیم خدابنده، کریم حقی، قربانعلی پوراحمدی، ان سینگلتون، جمشید تفرشی، مهدی خوشحال، علی‌اکبر راستگو، مسعود خدابنده، مریم سنجابی، محمدحسین سبحانی و تعدادی مأمور و مزدور دیگر را هم برای تولید انواع جعل و تحریف‌ها تحت عنوان اسمی نویسنده کتاب بکار گرفته است. یکی از این پادوهای حقیر محمدحسین سبحانی است که به عنوان یکی از سر شبکه‌های وزارت اطلاعات در آلمان به انجام وظایف محوله مشغول و ازجمله گرداننده یکی از سایت‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات است. وی علاوه برنوشتن چند کتاب بر اساس سفارش وزارت اطلاعات، به‌دفعات در جعل خبر و مستندهای جعلی ولایت و نمایش‌های خیابانی برای روایت وارونه از مجاهدین گمارده شده است.
نامبرده ازجمله مأموران اطلاعات آخوندی در خارج از ایران است که به اقتضای نیاز آخوندها، از آلمان به پاریس، بروکسل، ژنو و عراق برای توطئه علیه مجاهدین اعزام‌شده و می‌شود.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی مأمور وزارت اطلاعات آخوندها حین اجرای مأموریت محوله در اطراف اشرف در معیت نیروی تروریستی قدس

این مأمور وزارت بدنام اطلاعات, آموزش‌های اطلاعاتی و تروریستی لازم را در هتل مرمر تهران در سال ۱۳۸۱ دیده و به خارج اعزام‌شده است.
در نامه‌یی که یک عامل نفوذی دیگر رژیم به‌نام رامین دارمی به یک مقام وزارت اطلاعات نوشته و در نشریه مجاهد شماره ۵۹۷ کلیشه شده است. این مزدور ضمن اعلام آمادگی برای انجام مأموریت در خارجه، تصریح می‌کند که طی مدت آموزش‌ها، سر تیم او در هتل مرمر محمدحسین سبحانی بوده است.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی برحسب گزارش یکی از اعضای تیمش در جریان آموزشهای اطلاعاتی در هتل مرمر وزارت اطلاعات آخوندها

ازجمله اقدامات تروریستی این مأمور حقیر وزارت بدنام این بود که در روز ۱۷ ژوئن سال ۱۳۸۶، در سالن فیاپ پاریس به همراه تعدادی دیگر از مأموران جنایتکار رژیم، از قبیل جواد فیروزمند و شادانلو وحشیانه با چاقو به جان پناهندگان ایرانی افتادند که توسط پلیس فرانسه دستگیر شدند.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی هنگام دستگیری توسط پلیس فرانسه به اتهام چاقوکشی علیه پناهندگان و مخالفان ایرانی
جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی و چاقوکش همراهش که تصاویر چاقوکشی آنها ضبط ویدئویی شده است

نفر همراه محمدحسین سبحانی مأمور وزارت اطلاعات بعد از چاقوکشی در پاریس در حالت فرار از صحنه که توسط پلیس دستگیر شد.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی و چاقوکشان همراهش هواداران مقاومت ایران را با چاقو مجروح کرده‌اند

در ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۰ این گماشته اطلاعات به همراه تعداد دیگری از عوامل وزارت بدنام از قبیل مهدی خوشحال، عباس صادقی‌نژاد، علی قشقاوی و حسن عزیزی برای سپاسگزاری از کشتار مجاهدین و قدردانی از حکومت مالکی عجولانه به عراق احضار شده و در نمایش مسخره و مفتضح اطراف اشرف شرکت داده شدند. آن‌ها بارها به عراق سفرکرده و توسط مأموران اطلاعات ملایان در بغداد توجیه شده‌اند.

جعل خبر انتشار دروغ تحت عنوان کتاب
محمدحسین سبحانی و علی قشقاوی مأموران وزارت اطلاعات آخوندها حین مأموریت شناسایی در اطراف قرارگاه اشرف جهت کسب اطلاعات برای عملیات تروریستی نیروی تروریستی قدس

تا اینجا در مورد تلاش آخوندها و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم برای روایت وارونه با تحریف تاریخ از طریق انتشار صدها کتاب و جعل خبر مبتنی بر اسناد جعلی و دروغ علیه مجاهدین گفتیم ولی دست‌اندرکاران مشخص این حجم از تبلیغات و شیطان‌سازی، کدام ارگان‌ها و افراد هستند؟ منابع این کتاب‌ها چیست؟ محتوای آن‌ها چیست؟ این‌ها موضوعاتی است که در مقاله‌های بعدی از این سلسله مطالب، به آن خواهیم پرداخت.

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *