شیرزن جنگ چالدران

🌹شیرزن جنگ چالدران🌹

تاجلی خاتین (بگیم) قیزیلباش

سپیده دم چهارشنبه دوم رجب ۹۲۰ هجری مطابق با ۲۳ اوت ۱۵۱۴ م. جنگ بزرگی بین سلطان سلیم و شاه اسماعیل صفوی دردشت چالدرن اتفاق افتاد . اگر چه دراین نبرد ایرانیان شکست خوردند ولی شهرت جنگی خود را از بسیاری جهات جاوید کردند . مورخان عثمانی و بعضی از مورخان ایرانی به زنانی اشاره میکنند که با نقاب همراه شوهرانشان مسلح و در لباس جنگ با ارتش عثمانی می- جنگیدند و در این میان اشاره به اسیر شدن بعضی از آنها و یافرارآنها از چنگ دشمن شده است . برخی از مورخان خارجی نیز از شرکت زنان ایرانی در جنگ چالدران سخن گفته اند .کاترینوزنو ضمن توصیف جنگ چالدران می نویسد :” بانوان ایرانی همراه شوهرانشان مسلح به جنگ می روند و شریک سرنوشت ایشان می شوند و مانند مردان میجنگند .” در نبرد چالدران جسد بسیاری از زنان ایرانی پیدا شد که به فرمان سلطان سلیم با تشریفات مخصوص نظامی به خاک سپردند . این زنان دلیر، به گفته نویسندگان ترک با زره و خفتان و کلاه خود دوشادوش شوهران خویش در جنگ شرکت جسته به خاک هلاک افتاده بودند به همین سبب پس از جنگ چالدران در جهان معروف شد که شاه اسماعیل سوارانی از زنان شمشیر زن با اردوی خود داشته است که در حدود ده هزار نفر بوده اند . یکی از مورخان ایتالیائی به نام ساگردو (sagerdosagerdo) در کتاب تاریخ امپراطوری عثمانی در این باره می نویسد : ” … در میان کشتگان اجساد زنان ایرانی پیدا شد که در لباس مردان به میدان جنگ آمده بودند تا در سرنوشت شوهران خود شریک و در افتخار نبرد سهیم باشند. سلیم بر جرأت و دلیری و میهن پرستی ایشان آفرین گفت و فرمان داد با تشریفات نظامی آنان را به خاک سپارند . یکی از همان زنان نامدار که در میدان شمشیر میزد و با عثمانی هامی جنگید تاجلی خانم یا (تاجلوبیگم ) زن شجاع شاه اسماعیل اول بود . در این خصوص که تاجلی خانم زن شاه اسماعیل بوده یا معشوقه وی ، نظرات مختلفی بیان شده است . اما مدارکی موجود است که نشان می دهد وی زن عقدی پادشاه ایران بوده است . جیوان ماریا آنجوللو در سفرنامه خود می نویسد : “اسماعیل پس از پیروزی بر مراد خان آق قریونلوو پیش از آنکه به تبریز بازگردد همه یاران ، وی را پند دادند که زنی به همسری برگزیند اما با اینکه اسماعیل در اندیشه این کار نبود بانوئی که شایسته چنین پیوندی باشد نیافتند سرانجام پس از گفتگوی بسیار گفتند که فلان بزرگ ، زنی در خانه دارد که نوه سلطان یعقوب پسر اوزون حسن است زنی زیبا به نام تاجلو خانم . پس اسمایل کس فرستاد و زن را از آن مرد طلب کرد . خواجه به پیکها پاسخ داد که بانو در آنجا نیست . اما چون اسماعیل در فرستادن آن زن اصرار کرد ، خواجه به جای او ، زن دیگری را به جامه نیکو آراست و گفت که جز او زنی دیگر در خانه ندارد . قاصدان چون دیدند که شکل و شمائل این زن با آنچه شنیده اند سازگار نیست گفتند که این آن زنی نیست که میخواهند و فرمان دادند تمام دختران را حاضر آوردند تاجلوخانم در میان آنان بود اما پیکها او را نشناختند و بازگشتند . صوفی ( شاه اسماعیل ) فرمان داد که به خانه آن مرد بازگردند و دوباره دختران را بنگرند و آنان نیز چنین کردند و این بار او را شناختند و آراستند و با خود بردند . اسماعیل چون او را دیدگفت: این همان زنی است که وصفش را شنیده ام و وی را به همسری اختیار کرد . اما چون شاه بسیار جوان بود و بیش از پانزده یا شانزده سال نداشت او را به یکی از اعیان سپرد تا از وی مواظبت کند . پس از سه سال شاه زن را طلب کرد و به عقد خویش درآورد. چند تن از مورخان ایران ، مانند مؤلف تاریخ عالم آرای شاه اسماعیل و میر منشی قمی نویسنده خلاصه التواریخ ، صریحا ً او را زن شاه خوانده اند . میر منشی قمی مینویسد که ” پس از مرگ شاه اسماعیل ، کپک سلطان استاجلو و دیو سلطان روملو که دو پیر سالخورده معرکه بودند که قاضی حسن که وزیر بود ….. به استصواب تاجلو خانم … شاه طهماسب را …. به پادشاهی نشاندند….” مؤلف کتاب عالم آرای شاه اسماعیل درباره فرار تاجلی خانم چنین مینویسد : ” …در جنگ شاه اسماعیل با سلطان سلیم زنی نقابدار در میدان شمشیر می زد با ترکان می جنگید . این زن تاجلو بیگم زن شیخ اوغلی ( شاه اسماعیل ) بود . سلطان سلیم می خواست او را دستگیر کند ولی توفیق نیافت … از مطالعه مطالب فوق و روایات گوناگون چنین مستفاد می شود که تاجلو خانم زن شاه اسماعیل دلیرانه در نبرد چالدران شمشیر زده و بعد از اسیر شدن چاره را در این دیده که با دادن جواهرات خود سردار عثمانی را فریفته و از خطری که او را تهدید می کرده نجات یابد .

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *