شاعر، مقاله نویس و مترجم لهستانی برنده نوبل ادبیات سال ۱۹۹۶

ویسواوا شیمْبُورسْکا(wisvava shimborska)
شاعر، مقاله نویس و مترجم لهستانی برنده نوبل ادبیات سال ۱۹۹۶ .
در ساحل رودخانه  «وی سوا»، در لهستان، شهر قدیمی «کراکو» قرار دارد. کانون افسانه و عرفان در سرزمینی که ادبیات جهان، وامدار آن است. عجب نیست که شاعر و نویسنده یی همچون «ویسواوا شیمبورسکا» در اینجا متولد شده و آثارش را در این شهرِ معنوی و مقدس خلق کرده است. آثاری زیبا که مسیری فراتر از روح انسانها را در نوردیده است. اشعار او، زبان یک زن یا یک قشر یا یک گروه یا طایفه ی خاص نیست. بلکه زبان همه یِ جهان، برای بیان عشق، مرگ، خوشی و رنج میباشد.
وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد شیمبورسکا تحصیلاتش را در کلاسهای زیرزمینی ادامه داد. از ۱۹۴۳سال بعنوان کارمند راه آهن استخدام شد، تا از استردادِ خود به آلمان جلوگیری کند. در همین دوران بود که او با کشیدن نقاشی هایی برای یک کتاب انگلیسی و تکمیل متن های آن، اولین کار هنری خود را انجام داد.
او همچنین داستان نویسی را شروع کرد و گاهگاهی شعر می گفت.
در لهستان کتابهای او به سطح فروش برجسته ترین نثر نویسان رسید. او بخاطر کارهای شاعرانه اش که با ظرافتهای طنزآمیز، محتوای تاریخی و زیستشناسانه را بیان میکند جایزه ی نوبل ادبیات سال ۱۹۹۶ را به خودش اختصاص داد. اوتلاش میکند در کارهایش بخشهایی از حقیقت انسان را روشن کند. و همین باعث شد که او در سطح بین المللی بهتر شناخته شود. کارهایش به انگلیسی و بسیاری از زبانهای اروپایی و عربی و عبری و ژاپنی و چینی ترجمه شدند.
پیاز
پیاز چیز دیگری ست
دل و روده ندارد
تا مغزِ مغز پیاز است
تا حد پیاز بودن
پیاز بودن … از بیرون
پیاز بودن تا ریشه
پیاز می تواند بی دلهره ای
به درونش نگاه کند
در ما بیگانگی و وحشی‌گری ست
که پوست به زحمت آن را پوشانده
جهنم بافت های داخلی در ماست
کالبدی پرشور
اما در پیاز به جای روده های پیچ در پیچ
فقط پیاز است
پیاز چندین برابر عریان تر است
تا عمق، شبیه خودش  
شعر شیمبورسکا با اسم «هیچ چیز دوباره» به یک ترانه تبدیل شدکه بوسیله مونکوفسکی (Andrzej Munkowski) ساخته شد، این ترانه در سال ۱۹۶۵ شعر شیمبورسکا را در لهستان به همه شناساند. مونکوفسکی، خواننده ی راک که این ترانه را اجرا کرد موجی دیگر از معروفیت را برای شیمبورسکا به همراه آوُرد.
همچنین یکی از اشعار وی به نام «عشق در اولین نما»، در فیلمِ «به چپ بچرخ، به راست بچرخ»، مورد استفاده قرار گرفت و علاوه بر اون، برخی آهنگسازان مشهور لهستان از شعرهای اون الهام گرفتن.
ترجیح می دهم نگویم که همه اش تقصیر عقل است
استثناها را ترجیح می دهم
ترجیح میدهم زودتر بیرون بروم
ترجیح میدهم با پزشکان درباره چیزهای دیگر صحبت کنم
تصاویر قدیمی راه راه را ترجیح می دهم
خنده دار بودن شعر گفتن را
به خنده دار بودن شعر نگفتن ترجیح می دهم
اخلاق گرایانی را ترجیح می دهم که هیچ وعده ای نمی دهند
خوبی های هشیارانه را بر خوبی های بیش از حد زود باورانه ترجیح می دهم
منطقه ی غیر نظامی را ترجیح می دهم
کشورهای تسخیر شده را بر کشورهای تسخیر کننده ترجیح می دهم
ترجیح می دهم به چیزی ایراد بگیرم
برگ های بی گل را بر گل های بی برگ ترجیح میدهم
چشم های روشن را ترجیح می دهم چرا که چشم های من تیره است
کشوها را ترجیح می دهم
چیزهای زیادی را که اینجا از انها نام نبردم
بر چیزهای زیادی که اینجا از انها نامی برده نشد ترجیح می دهم
صفرهای آزاد را بر صفرهای به صف شده برای عدد شدن ترجیح می دهم

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *