بخند… با صدای گرم روزبه

بخند

بخند با صدای گرم روزبه

«به ساحل نشستگانِ بی عارِ خرده گیر بر اهالیِ طوفان»
به خنده می کنـی گذر که این عجیب ها بگو تو کیستند…..بخند!
فرق می کنند مثل تو و مثل هیچکس نبوده نیستند
بوی خاک می دهند و «گوچی» و «کریستین دیور» نمی زنند…..بخند!
حین نوشِ نسکافه سر مشاکل موبایل غر نمی زنند
قلب های تیرخورده پای دفتر و کتاب شان نمی کشند…..بخند!
طعم«آسوده بی خیال گردی» روی «فیس» را نمی چـشند
بخند! قهقهه بزن، بگند!
در میان شکِ برگزیدنِ کلوپِ موردِ پسند
بخند! قهقهه بزن، بگند!
در میان این منانِ ماگریزِ دردِ دیگران به چند
پارتی نرفته، هر شبانه در مضیف شعله چون سیاوش اند
در میان خاک و خُل به گرد آتشی به نان داغ دلخوش اند…..بخند!
آری اندیویدوالشان ترک ترک شده ست، فکر خود نمی کنند
وقت انتخاب یک تیشرت و کفش هم به حسب مُد نمی کنند…..بخند!
موی شان، سبیل شان سپید گشته باز بی عیال و خانه اند
جز به آرمانِ خود به جای های ناکجا، به هیچ جا نمی رسند
بخند! قهقهه بزن، بگند!
در میان شکِ برگزیدنِ کلوپِ موردِ پسند
بخند! قهقهه بزن، بگند!
در میان این منانِ ماگریزِ دردِ دیگران به چند
من
این جماعت عزیز را چو گوهرانِ آفتاب در کُسوف
پشت فاضلاب قِرّ و فِرّ و فرد و فاجران فیلسوف
پشت شهر مرده مرگی و عفونت عفاف یافتم
ایستاده روشنای این ظلام را یکی یکی
به جان خویش
شعله می شدند
بخند! قهقهه بزن، بگند!
ولی نخند! گریه کن! چون تو نیست می شوی
نبود می شوی، تو کود می شوی به خاک
ولیک نام پرشکوهِ این دلاورانِ جاودان و پاک
درون سینه های خسته نطفه بسته است
بدان! جهان به انتظارشان نشسته است

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *