لحظه ها و حماسه ها

لحظه ها و حماسه ها

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت نهم)

...... روز ۲۱ شهریور ۱۳۸۰ بود که مجددا برایم لباس آوردند که بپوش و منتظر باش ... ...طبق معمول هیچ چیز دیگری نگفتند...ترس و دلهره.....
بهمن ۲۹, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت هشتم)

 ....روزها، هفته ها و ماهها به همین ترتیب گذشت... یکبار دیگر مرا به اطاق بازجویی بردند... بازجو گفت میخواهم یک فیلم را نشانت بدهم... فیلم.....
بهمن ۲۳, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت هفتم)

شاید حوالی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۰ بود که سراغم آمدند و گفتند وسایلت را جمع کن... طبعاً هیچ چیز دیگری غیر از این نگفتند... همه چیز.....
بهمن ۱۹, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت ششم )

قسمت ششم خاطرات سعید ماسوری را که خواندم صدبار به او و هزاران بار به مسعود و مریم دورد فرستادم که نسلی این چنین را.....
بهمن ۱۴, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت پنجم)

سلول انفرادی روزهای اول قدری سخت است ولی بتدریج عادت میکنی... ولی اگر از یکماه بیشتر شد بتدریج غیرقابل تحمل می شود و چنانچه ادامه.....
بهمن ۹, ۱۳۹۳

خاطرات زندان، دکتر سعید ماسوری – قسمت چهارم

  به هر حال درشرایط جدیدی قرار گرفته بودم، نسبت به وضعیت زندان اهواز بهتر بنظر می آمد، شلوغتر بود، از اخبار بیشتری مطلع می.....
بهمن ۶, ۱۳۹۳

خاطرات زندان سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت کرج (قسمت دوم)

… نمیدانم چقدر طول کشیده بود، شایدآنطور که مأموران اطلاعات می گفتند ۴۸ ساعت، شاید هم کمتر یا بیشتر… بهرحال وقتی بهوش آمدم دیدم روی.....
دی ۲۹, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت سوم)

طی‌ چند روز تازه داشتم خودم را پیدا می کردم، می دانستم که چندان امانم نمی دهند و خیلی زود مجبورند اعدامم کنند... و بیشتر.....

نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت کرج – قسمت اول

سعید ماسوری بیش از چهارده سال است در زندان زیر شکنجه و فشار با حکم حبس ابد محبوس است . درزیر قسمت اول از نامه.....
دی ۲۵, ۱۳۹۳

لذت زندگی و معنای انسان بودن، نامه ای از سعید ماسوری

برادر عزیز و دوست داشتنی ام، ازخیلی وقت ها پیش ، از من خواسته بودی که از زندان برایت بنویسم و از فضا و شرایط.....
دی ۲۴, ۱۳۹۳