لحظه ها و حماسه ها

لحظه ها و حماسه ها

به بهانه سالگرد شهادت غلامرضا خسروی- سعید ماسوری

وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الأُمُور...ِ یکسال پیش بود ( شنبه ۱۰ خرداد ۹۳ ) در حالیکه چشم انتظار آمدنت به بند بودیم.....
خرداد ۱۱, ۱۳۹۴

تلویزیون العربیه: فصلی در جهنم، خاطرات ابوالحسن مجتهدزاده

تلویزیون العربیه: فصلی در جهنم، خاطرات اعضای سازمان مجاهدین خلق از جنایات رژیم ایران    تلویزیون العربیه طی سلسله برنامه‌یی با عنوان ”فصلی در جهنم.....

خاطرات زندان و نیم نگاهی از درون (قسمت پانزدهم- سعیدماسوری)

در همان بهار ۸۱ بود که مجدداً ما را به همان ترتیب همیشگی به دادگاه بردند... اینبار منشی دادگاه «فلاحی» پرسید که شما وکیل دارید......
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۴

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت چهاردهم)

خاطرات زندان و نیم نگاهی از درون - سعید ماسوری در همین دورانی که در راهرو ۶ بودیم. زمستان ۸۰ یا اوایل بهار ۸۱ بود.....
اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۴

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت- قسمت سیزدهم

خاطرات زندان و نیم نگاهی از درون  از زندانی سیاسی دکتر سعید ماسوری ....چند روزی گذشته بود که صدای بازجوی همیشگی را در راهرو شنیدم.....
اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۴

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت دوازدهم)

....خاطرات زندان و نیم نگاهی از درون  از زندانی سیاسی دکتر سعید ماسوری روزها و هفته های دیگر هم گذشت ...واقعا انفرادی جایی است که.....
اردیبهشت ۵, ۱۳۹۴

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت یازدهم)

در انفرادی ۲۰۹ ساعت ۹ شب افسر نگهبان همه سلولها را تک به تک چک میکرد، میبایست که همه را رویت کند گاهی درب سلول.....
فروردین ۲۲, ۱۳۹۴

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت دهم)

....یک ماه بعد مرا صدا زدند و این بار خبر ملاقات را از قبل دادند... نمی دانستم کجاست و کیست؟ ولی قطعا غیر از مادر.....
اسفند ۷, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت نهم)

...... روز ۲۱ شهریور ۱۳۸۰ بود که مجددا برایم لباس آوردند که بپوش و منتظر باش ... ...طبق معمول هیچ چیز دیگری نگفتند...ترس و دلهره.....
بهمن ۲۹, ۱۳۹۳

خاطرات زندانی سیاسی سعید ماسوری از زندان گوهردشت (قسمت هشتم)

 ....روزها، هفته ها و ماهها به همین ترتیب گذشت... یکبار دیگر مرا به اطاق بازجویی بردند... بازجو گفت میخواهم یک فیلم را نشانت بدهم... فیلم.....
بهمن ۲۳, ۱۳۹۳