پروازی در اوج- شاهرخ زمانی جاودان شد

پروازی در اوج شاهرخ زمانی جاودانه شد - 222دژخیمان شهر برای آزادی سنگر و سیم خار دار ساختند و برای عشق و عاطفه مرز کشیدند، غافل از این که آزادی مهار شدنی نیست و عشق مرز و حدی می شناسد

کارگر مبارزشاهرخ زمانی توسط قداره نبدان رژیم جهل و مردم فریب به شهادت رسید.

جنبش گارگری یکی از متهعد ترین یاران و غمخواران، کارگران را از دست داد.

نامه شورانگیز ش به دخترش، گواهی بر حقانیت راه و اندیشه پویا و وطنپرستی وعشق و علایقش به مردم را گواهی و مهر میکند.

نامه ای که برای همه، همه آنهایی که سودای آزادی در سر دارند، آنهایی که رژیم منحوس آخوندی را در کلیتش رد میکنند،ا و آزادی را یک امر ضروری و بایدی می داند، که محقق می شود، بسیارانگیزاننده است و به دل می نشیند.

شاهرخ، با شور به آزادی و آسایش انسانها، امحای تمامی سد و موانع مگر چه می خواست؟ مگر چیز دیگری غیر از عدالت اجتماعی، نابودی و بر چیده شدن ظلم و تعدی و…

در قسمتی از نامه اش به دخترش نوشته بود:

«… البته دخترم مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی توان در جامعه سرمایه داری هم آگاهی داشت و هم برده وار ظلم و ستم را پذیرفت.
اما دختر عزیزم دل آزرده و غمگین نباش، زمستان می رود و روسیاهی به ذغال می ماند و ستمگران رفتنی هستند و آینده از آن ستمدیدگان است».

تا جایی از خود بیگانه می شود و عشق و علایقش بارز می شود و در درونش غلیان شده به اوج می رسد، می گوید:

چگونه می توانم به سرنوشت صدها هزار کودکان کار و خیابان و دهها هزار دختران گرسنه و آواره خیابانها در کنار ثروتهای هزار میلیاردی طفیلی های انگل با ماشینهای چند میلیاردی شان بی تفاوت باشم؟

آنجایی که راه و روش مبارزه علیه نابخردان و رژیم آخوندی را باز گو می کند:
«…چگونه می توانم به بی سوادی هر دو نسل آینده ۱۱ میلیونی فقرا در کنار بورسیه های چند صد میلیاردی دلواپسان حکومتی بی تفاوت باشم؟
آیا می توان نشست و نگاه کرد که ششصد نفر مافیای زر و زور حکومتی یک چهارم کل نقدینگی کشور یعنی یکصد و پنجاه هزار میلیارد وام بانکی را پس نمی دهند و یک میلیون و دویست هزار نفر جوان در صف انتظار وام ۵ میلیونی صف کشیده اند؟
چگونه می توان از کنار دستگیری و شکنجه و اعدام هزاران نفر آزادیخواه و برابری طلب به خاطر دفاع از حقوق قانونی و مشروعشان گذشت ؟
بله دخترعزیزم ، انسان واقعی نمی تواند از کنار این همه تبعیض و نابرابری و بی عدالتی بی تفاوت بگذرد .

دخترم پس از لحظاتی ناگهان علیرغم ناراحتی زیاد دردی دیگر به سراغم آمد رنجها و آلام و مصیبتهای بی شمار مردم ستمکش وطنم به سرعت در ذهنم دوباره جان گرفت و اینکه برای چه در زندانم ، روشنایی و منطق مبارزه برای عموم و همدردی عمومی را در وجودم زنده کرد. مرا زندانی کردند چون دخترم را، فرزندانم را دوست دارم ، چون همه کودکان و جوانان را و همه انسانها را دوست دارم، مرا زندانی کردند چون می خواهم که همه انسانها دارای برابری و حقوق عادلانه ی انسانی – اجتماعی و اقتصادی باشند.مرا زندانی کردند چون اعتقاد دارم :
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی»

بی شک خون جوشان شاهرخ قهرمان تا ابد در زمره آزادیخواهان، شهید

همچون الماس می درخشد و راه باز می کند.

محمود نیشابوری- مهر۹۴

You may also like...