عمه‌جان وزارتی! – از احسان اقبال

روزی عمویم عارف اقبال من را که تازه ۴ساله شده بودم، برای موتورسواری ترک موتور خودش به بیرون برد. این تنها خاطره‌ای بود که از وی به‌یاد داشتم. بعدها که بزرگ‌تر شدم، برایم تعریف کردند که این خاطره مربوط به صبح روز ۳۰خرداد سال۱۳۶۰ در تهران بوده است. همان روزی که مجاهدین و هوادارانشان بعد از دو سال نیم مبارزه افشاگرانه سیاسی علیه خمینی با ده‌ها شهید و انبوه مجروح و مصدوم و هزاران زندانی، تظاهرات بزرگ ۵۰۰هزار نفره‌یی را در تهران برگزار کردند. سرفصل سرفصل‌ها، سرآغاز مقاومت انقلابی علیه رژیم آخوندی.

مجاهد شهید عارف اقبال

عمو عارفم در همان روز مورد اصابت گلوله دژخیمان رژیم قرار گرفت، پاسداران از درمان او در بیمارستان جلوگیری کردند و او که بارها کردن تحصیلاتش در خارج کشور به ایران بازگشته بود، همراه با شمار دیگری از مجاهدین به شهادت رسید. … ادامه

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *