مرحلهٔ پایانی و تلاش‌های بی‌ثمر

سخن روز

سخن روز

این روزها تلاش و تقلاهای باند اصلاح‌طلبان درون رژیم برای نجات رژیم از ورطه سرنگونی افزایش پیدا کرده است. اما واقعیت این است که مشابه همین تلاش‌ها را باند خامنه‌ای هم دارد.

در حالی که هدف هر دو باند رژیم یکی است و هر دو برای نجات رژیم تلاش می‌کنند، اما چرا حرف‌ها و راه‌کارهایشان این قدر متناقض و در نقطه مقابل همدیگر ا‌ست و این همه با هم دعوا دارند؟ چه بر سر مسائل اقتصادی، چه بر سر سیاست خارجی و مذاکره و اف‌.ای‌.تی‌اف و غیره…؟

بن‌بست نظام در مواجهه با پیشرفت قیام

واقعیت این است که تفاوت و تناقض حرف‌ها و راه‌کارهای آنها البته چندان مهم نیست چون هیچ‌کدام راه‌کار جدی‌ای ندارند.

نکته مهم این است که رژیم سراپا به تکاپو افتاده و خودش را به در و دیوار می‌زند که راه نجاتی پیدا بکند. مثلاً آخوندهای باند خامنه‌ای مثل علم‌الهدی و امام‌جمعه پردیسان قم روز جمعه به شکل مضحکی به نیروهای رژیم خط می‌دادند که ما هم برویم در تظاهرات‌ها شرکت کنیم و علیه گرانی و… اعتراض کنیم که مجاهدین و براندازان نتوانند تظاهرات‌ها را به سمت براندازی و شعارهای ساختارشکن ببرند.

باند اصلاح‌طلب هم همین حرف‌ها را به شکل دیگری می‌زنند و هشدار می‌دهند که مجاهدین «میدان‌دار» قیام‌ها و اعتراضات هستند.

حرف‌های هر دو باند نشان می‌دهد که رژیم قافیه را باخته و از شرایط جامعه خیلی خیلی عقب‌افتاده است و هیچ حرفی و راه‌کاری ندارد.

تفکیک بین خواسته‌های صنفی و سیاسی مردم،‌ ترفندی بی‌ثمر!

در این معرکه نکته مهم این است که:

در حالی که قیام کنونی یک مرحله ارتقا و پیشرفت کیفی نسبت به قیام دیماه نشان می‌دهد، اما حرف‌ها و به‌اصطلاح راه‌کارهایی که باندهای رژیم ارائه می‌دهند حتی از قیام دیماه هم عقب‌تر است و کماکان به‌قول خودشان تلاش می‌کنند که بین خواسته‌ها و مطالبات صنفی و اقتصادی مردم با خواسته‌های سیاسی که به‌زعم آنها مجاهدین مطرح می‌کنند، تفکیک قائل شوند.

پیشرفت قیام یعنی چه؟

این که گفته می‌شود مرحله کنونی قیام نسبت به قیام دیماه یک مرحلهٔ کیفی پیشرفت و ارتقا پیدا کرده، به چه معنی است؟

و ضمنا مرحله کنونی چه ویژگی‌هایی دارد؟

ویژگی‌های این مرحله از قیام را اگر متوجه شویم، به مفهوم ارتقای مرحله قیام نیز دست یافته‌ایم. ویژگی‌های این مرحله از قیام در ساده‌ترین بیان اینهاست:

۱- تداوم؛ این قیام تداوم دارد.(پیوستگی قیام‌ها و عدم‌انقطاع آنها از دی تاکنون غیرقابل‌انکار است)

۲- گسترش‌یابندگی؛ این قیام پیوسته گسترش می‌یابد.(همبستگی روزافزون اقشار و پیوستگی حرکات اعتراضی آنها در تقریباً سراسر کشور)

۳- عمق‌یابندگی؛ قیام پیوسته عمق پیدا می‌کند.(قیام با یک شعار ساده صنفی یعنی اعتراض به گرانی آغاز شد. اما اکنون شاهد حمله به نهادهای حاکمیت هستیم)

۴- این قیام با مقاومت سازمان‌یافته پیوند یافته و به یک مقاومت جدی با سازوکار مشخص تکیه دارد. اعتراف مهره‌های رژیم به میدان‌داری مجاهدین در تظاهرات‌ها و این‌که      شعارها همان شعارهای مجاهدین است، خود نشان‌دهنده این ارتباط و پیوند است.

۵- دشمن ضدبشر در برابر این قیام، هیچ راه‌حلی برای برون‌رفت نداشته و هیچ برگ برنده‌ای هم برای رو کردن در این مورد ندارد.

در یک‌کلام و به‌عنوان حاصل‌جمع ویژگی‌های می‌توان گفت:

مردم ایران و قیام‌کنندگان خیز برداشته‌اند برای درهم‌شکستن ساختار رژیم و درهم‌کوبیدن نهادهای حاکمیت.

بر این واقعیت با استناد به گزارش‌هایی که مستقیماً از نیروهای قیام و کانون‌های شورشی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود می‌توان گواهی داد.

اکنون جوانان میهنمان خود به این «اصل اساسی» رسیده‌اند که:

«قهر ضدانقلابی رژیم را تنها با قهر انقلابی می‌توان درهم‌شکست». جوانان اینک نه از خلال درس و بحث نظری و آکادمیک، بلکه با حس حضوری خود و در تجربه و عمل شخصی خویش به این نتیجه رسیده‌اند که:

«مشت در برابر مشت و آتش جواب آتش»!

مشت در برابر مشت یا اصلاحات؟!

آخرین نکته‌یی که باقی می‌ماند این است که اگر شرایط این‌چنین است که هست! پس چرا در چنین شرایطی، باز جماعت اصلاح‌طلبان با همان حرف‌های کهنه و لو رفته و خسته‌کننده به میدان آمده‌اند؟ ادعایشان چیست؟ و با این ابزار پوسیده چه‌کار می‌خواهند بکنند؟

جواب روشن است: رژیم در کلیتش در بن‌بست است و راه‌حلی ندارد و طبعاً‌ نباید انتظار داشت که اصلاح‌طلبان هم حرفی داشته باشند. حرف‌هایشان چیزی جز گفتاردرمانی نیست و چکیده حرفشان که همه هم تکرار می‌کنند این است که: اگر این کارها صورت نگیرد، کار نظام تمام است.

حرف آخر را هم خود خاتمی زد که پس از این‌همه دنگ‌وفنگ آمد و گفت:

«با همه وجود از رهبری معظم درخواست می‌کنم که با فرمان و دستورات خود مسائل و مشکلاتی که امروز کشور را دچار چالش کرده حل فرمایند»!

پنداری که خامنه‌ای می‌تواند حل کند و نمی‌کرده و فقط منتظر درخواست آخوند خاتمی بوده تا «مسائل و مشکلات و چالش‌ها»‌ را حل «فرماید»!

هیچ سیاستمدار و حتی ناظری نمی‌توانست از این جمله، رهنمودی احمقانه‌تر، بی‌خاصیت‌تر و مضحک‌تر بگوید!

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *