پشت پرده دعاوی اپوزیسیون نماهای عافیت طلب از: حسین اشرفی

نامه وارده از ایران

بعضی افراد جامعه عادی وقتی می بینند شخصی سابقه و رزومه و کارنامه اعمالش خوب و قابل توجه اطرافیان است ولی خودش نه چنین سابقه ای دارد و نه هرگز میتواند چنین سابقه ای داشته باشد, چه کار می کند؟

برخی از این قبیل نفرات تلاش می کنند آن عملی که خود فاقد توانایی انجام آن هستند را لوث یا لجن مال کنند تا هم نزد اطرافیان و جامعه، سرخوردگی خود را از بین برده و از طرف دیگر، از مورد توجه و تحسین قرار گرفتن طرف مقابل خود نیز جلوگیری کند.

قطعا هر یک از ما چنین برخوردی را بارها در زندگی و جامعه خود، در زمینه های مختلف دیده یا تجربه کرده ایم.

اما موضوع موردبحث در این مطلب، فراتر از موضوعات زندگی معمول و روز مره افراد عادی جامعه است.

وقتی بحث به مبارزه و مقاومت و زندان وشکنجه و خلاصه سخت ترین و مشکل ترین مسائل جامعه کشیده می شود که حتی فکر کردن به آن برای خیلی ها غیرقابل تصور است موضوع پیچیده تر می شود. چه رسد به اینکه کسی انتخاب کند که سال ها زیر حکم اعدام باشد یا شکنجه شود و سختیهای زندان را به جان بخرد.

در اینجاست که سره از ناسره و مبارز واقعی و فداکار از دیگر نفرات قابل تفکیک خواهد بود.

غرض از این مقدمه، بیان واقعیت صحنه مبارزه علیه دیکتاتوری آخوندها در ایران امروز و مدعیان منفعت طلب و مبارزان واقعی است.

مبارزین واقعی یا مدعیان منفعت طلب؟

یک طرف مسعود رجوی و سازمان و حامیان و هوادارانش که فراخوان به رستاخیز و جانفشانی در راه میهن میدهند. و طرف دیگر افراد عافیت طلب و بیرون گود نشین.

این که کاسه لیسان سلطنت و افرادی که در سخت ترین و سیاه ترین دوران اختناق و سرکوب، فرار به آمریکا و زندگی در لس آنجلس و لاس وگاس را بر قرار ترجیح داده اند، چگونه وطن پرست و ملی گرا و میهن دوست میشوند قابل توجه است! جالب تر اینکه آنها به مبارزینی که در قلب میدان و در برابر جوخه های تیر باران و زیر طناب های اعدام، با مشت های گره کرده بر می خروشیدند و فریاد آزادی مردمشان را سر میدادند و در راستای پافشاری بر همین آرمان مقدس دهه ها از رهبرشان تا تک تک اعضایشان زیر موشک و بمباران بوده اند را خائن مینامد!

قبل از پرداختن به این موضوع و برای روشن تر شدن بحث نکاتی را خاطرنشان می کنم.

در سالهای سال ۷۸ و ۸۸ و ۸۹ تا ۹۶ و تا قیام های آینده در هر دوره و هر زمان که تب قیام و خیزش در کشور ما در جریان بود، در خارج از مرز های ایران هستند افراد بسیاری از احزاب گروه ها و دسته ها و سازمان های مختلف که مردم را به جانفشانی دعوت میکنند. همیشه عده ای که معمولاً افراد دنیا دیده تری هستند به جوانان اندرز میدهند که فریب افرادی که خود از معرکه به دور هستند و میخواهند شما را گوشت دم توپ کنند نخورید!

حال به موضوع مورد نظر بر میگردیم.

مجاهدین خلق و به طور مشخص مسعود رجوی در یک طرف و عناصر عافیت طلب و بیرون گود نشین که دقیقا مصداق همان توصیه افراد دنیا دیده تر هستند در طرف دیگر!

در سابقه مبارزاتی مسعود رجوی نکته ای می‌درخشد و آن سابقه حضور ۸ ساله در زندان آن هم زیر حکم اعدام است! سابقه ای که نه هیچ ملی گرا و نه هیچ خمینیست و نه هیچ چپ نمایی نمی تواند مدعی داشتن آن شود. فی المثل اگر سابقه زندان تمامی رجال مثلا انقلابی! اطراف خمینی را با هم جمع بزنید بعید است به نصف مدت حبس مسعود رجوی برسد. در پیرامون همین ۸ سال و شکنجه های ساواک یاد آوری حرف های آیت الله طالقانی که فایل های صوتی آن نیز هست جالب توجه است که در دیداری علنی در همان اوایل انقلاب گفت: «شکنجه گرها و ساواکی هایی که خودتان میشناسید وقتی اسم مجاهدین میامد اعصابشان بهم میریخت ، از اسم مسعود رجوی وحشت داشتند…»

این فقط یک نمونه از بهایی است که مسعود رجوی طی بیش از نیم قرن مبارزه علیه دو دیکتاتوری پرداخته است. او که همه زندگی خود را وقف مبارزه ای حرفه ای و بدون چشمداشت علیه دو دیکتاتوری شاه و نظام ولایت فقیه کرده و در این مسیر از همسر، خواهر، برادر، فرزند، خانواده و همه چیز خود گذشته است، بارها به خاطر ادامه مبارزه و گشودن بن بستهای راه، نه تنها جان خود، بلکه همه سرمایه سیاسی، اجتماعی، و تشکیلاتی خود را در معرض خطر قرار داده و بدترین تهمتها و اتهامات را به جان خریده است. چه بسا که اگر این ایستادگی بر سر اصول و حقوق مردم علیه هر نوع استثمار و دیکتاتوری نبود، این تبلیغات سوء هم وجود نداشت.

حال به سراغ تمامی مدعیان امروزی ریز و درشت چپ و راست در امر مبارزه میرویم، اگر که هر کدام در دوره ای  به صورت رسمی و علنی خدمتگذارشاه و شیخ و نبوده باشند، در بهترین حالت حتی از ۱۰ قدمی بازداشتگاه هم رد نشدند و تا اوضاع کشور خطرناک شده به کنج عافیت گریخته اند! چه رسد به ۸ سال زندان ساواک و شکنجه و حکم اعدام!

حال با یک فلش بک به موضوع قیام و خیزش و دعوت عده ای به «جان فشانی»! بر میگردیم.

بله، تنها کسی که خود در عمق مبارزه و در وسط گود و میدان مبارزه بوده است، خود از قلب مبارزات مردم برخاسته، دستگیر و  شکنجه شده، سالهاحبس کشیده و رنج و زحمت و بهای مبارزه را با گوشت و پوست خود داده و «بیرون گود نشین و لنگش کن»، نبوده است، کسی نیست جز مسعود رجوی.

کسی که اگر دم از خیزش و قیام و جان فشانی و خون و فدا و بها میزند خود کسی است که نفر اول در این راه و در وسط میدان بوده و از جان خود گذشته است. اگر دعوت به ایستادگی و مقاومت میکند خود کسی است که ۸ سال در قلب سیاهچال های شاه در برابر شکنجه ایستاده است، نزدیکترین هایش را فدیه راه رهایی مردم کرده و سال ها در خط مقدم نبرد با رژیم آخوندی، برای نجات مردمش از زیر یوغ ولایت فقیه زیر آتش و بمب و موشک باران و در معرض صد ها طرح و نقشه ترور بوده است!

درمقابل، اضداد او چه کسانی هستند؟

علاوه بر اضدادی از نوع ولایی، اضدادی نیز از نوع به اصطلاح اپوزیسیون!!! و برانداز !!!! هم هستند.

این دسته از دهه های متمادی و در دوران اختناق و سرکوب های ولایی و سلطنتی حاکم بر ایران پشت رادیو تلویزیون های به قول خودشان “فکسنی” و امروز از پس اینترنت و شبکه های مجازی نشسته و در کنج عافیت برای ملت و جوانان ایران نسخه رشادت و مقاومت میپیچند.

حال این جبهه متحد استعمار و پشت پرده با ارتجاع، از آن جا که به خاطر چندین دهه کنج عزلت نشینی و عافیت طلبی در لس آنجلس و لاس وگاس و وقت گذرانی در پای “میز پوکر” نمیتواند برای خود سابقه ای از مقاومت و رشادت و از جان گذشتگی دست و پا کند، (زیرا نهایت جانفشانی !! و مقاومت !! و تلاشش برای نجات!! ایران  اجرای برنامه در لس آنجلس است)،  برای اینکه هنگام دعوت به مبارزه مصداق بارز ” لالایی بلد است چرا خوابش نمیبرد” نشود ، پس چه کار می کند؟

 باید بیاید و رزومه و سابقه مبارزاتی همان فردی را زیر سوال ببرد که اگر دعوت به مبارزه میکند از نظر تاریخی، انسانی، سیاسی و اجتماعی مشروع و معقول است.

در نتیجه این عناصر شناخته شده در این راه دست به تولید اسناد!! و مدارک!! میزنند تا سابقه ای را که خودشان هرگز نمیتوانند داشته باشند و محصول یک عمر مجاهدت و مبارزه علیه دو دیکتاتوری شاه و شیخ است را به خیال خود لوث و لجن مال کنند!

سخن کوتاه میکنم و در جواب به اصطلاح سندسازی های این مدعیان بیگانه با میدان رزم و زندان و فداکاری و گذشت برای خلق اسیر،  ماکزیمم کارشان در همان شبکه های به قول خودشان فکسنی اوقات میگذراندند، بار دیگر صحبت های  مرحوم طالقانی را نقل قول میکنم. نقل قولی که نه فتوشاپ است و نه ساختگی بلکه فایل صداییست از کسی که خود سال ها با مسعود رجوی هم بند بوده و تا به امروز هیچ کس نتوانسته ادعایی علیه آن بکند. پدر طالقانی گفته بود: «در مقابل این ساواکی هایی که خودتان میشناسید ، وقتی اسم مجاهدین برده میشد، اعصاب این ها بهم می لرزید و کنترلشان را از دست میدادند با اینکه اغلب در چنگال آنها بودید، این دلیل بر قدرت اراده و ایمان به حق است، از اسم “مسعود رجوی” “وحشت” داشتند، از اسم “موسی خیابانی”وحشت داشتند».

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *